ورود به سایت
 
    
ثبت نام


بازدید:
2225

کد 1-14-2

مسابقه غدیر (1)

سؤال اول-  ولایت چه معنایی دارد؟



پاسخ: ولايت را در لغت به معناى امارت، سلطان و مولى را به معناى كسى كه كار ديگرى را در اختيار دارد نوشته‏اند. (براى ملاحظه اين معانى مى‏توانيد به كتاب «المعجم الوسيط» كه توسط فرهنگستان زبان عربى مصر تدوين يافته و دفتر نشر فرهنگ اسلامى در يك مجلد چاپ كرده يا ساير كتب لغت مراجعه كنيد)

ولايت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ائمه معصومين عليهم‏السلام به اين معناست كه آنان در شؤونات عالم تكوين (كه شامل تدبير امور عالم مى‏باشد) و عالم تشريع (كه عبارت است از اوامر و نواهى دين) داراى اختيارات گسترده‏اى مى‏باشند. اين اختيارات را خداوند به آنها عطا فرموده است و به اين ترتيب آنان را مولى و ولىّ مؤمنين قرار داده است.

چنانكه در آيه 55 سوره مائده فرموده است:

«إنما وليُّكم اللّه‏ و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون»

همانا (ولى) صاحب اختيار شما فقط خدا و رسول او و كسانى هستند كه ايمان آورده‏اند و نماز بپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند.

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم در خلال خطبه‏ى غدير، به آيه‏ى فوق و نزول آن در شأن حضرت على عليه‏السلام اشاره فرموده‏اند.

قبول ولايت تشريعى ائمه عليهم‏السلام به اين معنا است كه ما پيروى از آنان را مساوى اطاعت از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و معادل فرمانبردارى از خداوند مى‏بينيم. چنانچه قبلاً نمونه از از آيات آورديم، قرآن كريم اطاعت از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را عين اطاعت از خداوند مى‏داند و نيز بنا به دلايلى از قبيل آيه‏ى فوق، يا آيه‏ى اولى الامر و احاديثى از جمله خطبه‏ى غديرخم، اطاعت از ائمه طاهرين عليهم‏السلام نيز عين اطاعت از رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله است.

ولايت تكوينى ائمه عليهم‏السلام مراتب متعددى دارد كه بحث مستقلى را مى‏طلبد.





سؤال دوم ـ چرا پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم در خطبه غدير كلمه‏‌ى «مولى» را در مورد حضرت على عليه‏ السلام به كار بردند كه در مورد معناى آن شبهه شود و كلمه صريحترى براى نشان دادن مقام حضرت على عليه ‏السلام به كار نبردند؟


پاسخ:
در پاسخ بايد چند نكته را به اختصار يادآور شد:


الف ـ چنانچه در عبارات ذكر شده از خطبه (به عنوان نمونه) ملاحظه شد، پيامبر‌اكرم‌صلى‏ الله‏عليه‏و‏آله در مورد مقام حضرت على عليه‏السلام غير از عبارت مشهور «من كنت مولاه فهذا على مولاه» تعابير ديگرى را نيز به كار برده‏اند از قبيل حاكم مؤمنان (امير‌المؤمنين)، پيشوا (امام)، خليفه رسول اللّه‏، صراط مستقيم. به علاوه حضرت بارها در اين خطبه با عبارات مختلف امر به پيروى مطلق از امير المؤمنين توسط مسلمانان فرموده‏اند.

ب ـ در اواخر خطبه پيامبر صلى‏ الله ‏عليه‏ و‏آله تأكيد نمودند كه از سوى خداوند مأمور به بيعت‌گرفتن از مسلمانان براى امير‌المؤمنين عليه‏السلام هستند. اين بيعت تا سه روز به طول انجاميد. بيعت گرفتن يعنى پذيرش حاكميت شخص بيعت شونده.

ج ـ حتى اگر نظر را بر عبارت «من كنت مولاه فهذا على مولاه» محدود كنيم باز هم نمى ‏توان در اين عبارت «مولى» را به معناى دوست گرفت، برخى از دلايل اين مطلب از قرار زير است:

ج/1 ـ آيا پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله پس از پايان حج به همه مسلمانان براى حضور در غدير‌خم دستور حركت داده و در آن محل يعنى در بيابان، بيش از يكصد هزار نفر را جمع نمودند و سه روز آنها را نگاهداشتند تا فقط بگويند هر كسى مرا دوست دارد، على را هم دوست داشته باشد؟

ج/2‌ - نزول آيات تبليغ و اكمال (كه قبلاً متن آنها گذشت، نشان از آن دارد كه رسول‌خدا ‌صلى‏ الله‏عليه‏ و‏آله به ابلاغ موضوعى به مسلمانان مأمور شده است كه اگر در آن كوتاهى كند رسالت الهى را انجام نداده و 23 سال زحمات طاقت فرسا و خون دل خوردن نابود مى‏شود، همچنين با ابلاغ اين موضوع دين كامل و نعمت تمام و اسلام دينى مورد پسند خداوند گرديد. آيا اعلام دوست داشتن حضرت على عليه‏السلام به عنوان تنها پيام غدير خم با اين مسايل سازگار است؟

ج/3 ـ آيه 55 سوره مائده (انما وليكم اللّه‏...) حضرت على را در كنار خدا و رسول صلى‏ الله‏ عليه‏و‏آله‏وسلم مصداق منحصر «ولى» براى مؤمنان برشمرده است. در اين آيه شريفه ولى را نمى‏توان به معنى دوست دانست چون دوستى مؤمنان منحصر در
خدا و رسول صلى‏ الله‏ عليه‏و‏آله و امير المؤمنين عليه‏السلام نيست و مؤمنان همه با هم دوست و برادرند. كلمه «ولى» در اين آيه به معناى صاحب اختيار است. در واقع فرمايش پيامبر‌اكرم‌صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در غدير خم تأكيد بر مضمون همين آيه در قرآن است.

به علاوه رسول خدا صلى‏ الله‏عليه‏و‏آله از روز اول دعوت خود، و حتى در يوم الدار (كه براى اولين بار چهل نفر از خويشان خود را به اسلام دعوت كرد) به نقل شيعه و سنى بر جانشينى حضرت‌على عليه‏السلام پس از خود تأكيد نموده بود، بنابراين تعبير

كلام پيامبر صلى‏ الله‏عليه‏و‏آله در غديرخم به اينكه «على را دوست داشته باشيد» با قرآن و حقايق قطعى تاريخ و قرآن سازگارى ندارد.








سؤال 3 ـ پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله ‏وسلم قبل از غديرخم نيز بارها جانشينى امير‌المؤمنين‌عليه‏ السلام پس از خود را يادآورى نموده بودند، پس حادثه آن روز چه اهميت ويژه‏اى داشت كه آن آيات مهم در توصيفش نازل شد و عيد غدير تا اين حد عظمت داد؟



پاسخ: رسول خدا معرفی حضرت علی را به عنوان جانشين الهی خود از ابتدی علنی شدن دعوت خود آغاز فرمود، اما در غديرخم عليرغم اين موضوع به طور كامل و با تمام جوانب آن به طور رسمی و در حضور عده كثيری از مسلمانان كه نمايندگان تمام مسلمين آن زمان از نقاط مختلف بودند اعلام شد و حضرت رسول صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله صراحتا اعلام فرمودند كه امامت و حكومت علوی به امر الهی، فراگير بر همه انسانها است و امير المؤمنين عليه‏السلام وارث علم نبوی و حامل علم قرآن است، و تنها او به حق هدايت مى‏كند. همچنين پيامبر‌اكرم‌صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله نسبت به انكار ولايت امير المؤمنين عليه ‏السلام و عدم تبعيت از ايشان و يا حتی شك در اين موضوع تعبيرات تندی فرموده ‏اند كه در متن خطبه موجود است.

و اما آنچه كه خداوند طی آيات تبليغ و اكمال (سوره مائده /3و64) نازل فرموده اهميت مطالب فوق را جلوه و درخشش مضاعف و چند باره‏ی داد. زيرا آشكار شد كه اهميت ابلاغ ولايت امير‌المؤمنين و جانشينی آن جناب پس از رحلت رسول خدا صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله معادل كل رسالت پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله است و تنها با اين امر، دين كامل و اسلام مورد رضی خداوند واقع مى‏شود.

تمام آنچه گفته شد تأكيد و تقويت و اعلام رسمی و عمومی مطالبی بوده كه قبلاً به‌طور پراكنده بيان شده بود اما آن روز به نحوی بيان گرديد كه راه هر شك و شبهه‏ی را مى‏بست.

علاوه بر موارد فوق يك امر نيز در غدير منحصر به فرد و بی سابقه بود آن بيعت گرفتن از افزون بر يكصد هزار مسلمان نسبت به امامت و خلافت امير المؤمنين عليه‏السلام و حتی فرزندان آن حضرت از ائمه معصومين عليهم‏السلام بود كه رسميت و اهميت اين اعلام مهم را مهر تأييدی عملی زد.

نكته: برخی پرسيده‏ اند كه چرا پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله تا روز غدير جانشينی حضرت‌على‌عليه‏السلام را اعلام نكردند كه اين امر به مرور در ميان مسلمانان جا بيفتد و از حوادث تلخ بعدی پيشگيری شود؟ بايد توجه داد كه مبنی چنين سؤالی صحيح نيست
و رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله بارها اين امر را اعلام نموده بودند.








سوال 4  علت انتخاب حضرت على عليه ‏السلام به جانشينى پيامبر صلى ‏الله ‏عليه و‏آله‏ وسلم چه بود؟


پاسخ:
چنانكه گفتيم اين انتخاب از سوی خدا بوده است و خداوند در انتخاب برگزيدگانشبه علم و حكمت نافذ خود عمل مى‏كند. در قرآن كريم خطاب به كسانی كه نسبت به فرستادگان الهی، عيبجويی مى‏كردند آمده:

«اللّه‏ أعلم حيث يجعل رسالته» (سوره انعام /124)

خداوند (خود) مى‏داند كه رسالتش را در كجا قرار دهد (و چه كسی را به اين كار بگمارد)

همچنين خداوند در توصيف گروهی از انبياء مى‏فرمايد: «آنان در نزد ما از نيكان برگزيده هستند» (سوره ص /47)

همين حالت در گزينش ساير اوليی الهی و اوصيی انبيا نيز برقرار است و خداوند به علم خود كسانی را انتخاب مى‏كند كه با معيارهی الهی نيك و برگزيده‏اند. و عظمت اين وصف بسيار قابل تأمل است و چه بسا در مواردی از حد درك و تشخيص ما بيرون باشد.

ما البته با ملاحظه حالات اوليی برگزيده‏ی الهی و يا از طريق آيات و روايات، به گوشه‏ی ‌از صفات اين انسان‌هی برتر پی مى‏بريم و در مى‏يابيم كه داشتن اين اوصاف با احراز مقامات الهی مرتبط هستند ولی هرگز احاطه‏ی ما به عظمت مقام نبوت و امامت و بزرگی مقام انبياء و امامان عليهم‏السلام در حدی نيست كه بتوانيم بگوييم مثلا اميرالمؤمنين عليه‏السلام به‌دليل علم و زهد و معرفت و ... كه در او مشاهده مى‏شود به مقام امامت رسيده است. تنها در يك جمله كه از خطبه‏ی غدير برگرفته‏ايم از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نقل مى‏كنيم كه فرمود:

«معاشر الناس فضِّلوا عليّا فإنَّه أفضل الناس بعدی

ی مردم! علی را بر ديگران برتری دهيد كه او برترين انسانها پس از من است.







سؤال پنجم ـ چرا حضرت على عليه ‏السلام براى جانشينى پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله انتخاب شد كه از خويشان نزديك ايشان بود و چرا امامان بعدى هر يك فرزند امام (يا امامان) قبلى هستند؟



پاسخ:
چنانچه در جواب به سؤال قبلى آمد و براساس تصريحات قرآنى (مثل آيه تبليغ و آيه ولايت) و تصريحات نبوى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از جمله در چندين فراز خطبه غدير جانشينى امير‌المؤمنين عليه‏السلام و همچنين ائمه بعدى، همگى به امر الهى بوده است. و خداوند متعال تقدير نموده تا اين برگزيدگان، در سلسله خويشاوندى اين چنين قرار گيرند.

پس تقدير خداوند است كه پيامبر عظيم الشأنى چون حضرت عيسى عليه‏السلام فرزندى مادرى برگزيده و والامقام چون حضرت مريم عليهاالسلام شود و نبايد پرسيد چطور در اين عالم بزرگ و در ميان آن همه انسان، اين دو انسان برتر مادر و فرزند باشند. البته در اين مورد خاص خداوند متعال طى ماجرايى معجزه آسا عيسى عليه‏السلام را در رحم آن بانوى بزرگوار نهاد، اما همين تقدير مى‏تواند به صورت عادى و از طريق توالد نيز صورت پذيرد.

ضمنا اينكه برگزيدگان خداوند در يك نسل قرار داشته باشند، در انبياى گذشته نيز سابقه دارد.

خداوند در قرآن چند بار اين تركيب را به كار برده است. «ابراهيم و اسماعيل و يعقوب و الاسباط» حضرت اسماعيل عليه‏السلام و حضرت يعقوب عليه‏السلام فرزندان حضرت ابراهيم عليه‏السلام و اسباط دوازده تن از نوادگان حضرت يعقوب كه انبياى بنى اسرائيل بوده‏اند (اسباط يعنى نوادگان).






سؤال ششم- ـ چرا خداوند حضرت على عليه ‏السلام را با وجود كمى سن جانشين پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏ آله ‏و سلم قرار داد؟




پاسخ: چنانكه در پاسخ دو سؤال قبل گفتيم، خداوند به علم و حكمت نافذ خود برگزيدگانش را از ميان مردم براى رسالت و امامت انتخاب مى‏كند و لذا جايى براى چون و چراى ما انسانها كه در مقابل علم و حكمت الهى بسيار ناچيز هستيم نمى‌‏ماند.

خدا حتى گاهى رسالت خود را به كودكى در گهواره مى‌‏سپارد كه او لب مى‌‏گشايد و ندا در مى‌‏دهد:

«إنّى عبداللّه‏ آتانى الكتاب و جعلنى نبيا» (سوره مريم /30)

من (عيسى عليه‏السلام ) بنده خدايم، مرا كتاب داده و پيامبرم قرار داده است

(و نفرموده خواهد داد) يا خطاب به جناب يحيى عليه‏‌السلام مى‏‌فرمايد:

«يا يحيى خذ الكتاب بقوة و آتيناه الحكم صبّيا» (سوره مريم /12)

اى يحيى! كتاب (آسمانى) را با قدرت بگير، و حكم نبوت را در خردسالى به او داديم.

اما راجع به امير المؤمنين عليه‏السلام مسئله اساساً به گونه ديگرى است. در موقع رحلت جانسوز پيامبر اكرم صلى‏ الله ‏عليه‏ و‏ آله حضرت على حدود سى و پنج سال داشت كه سن كمال رشد و نزديك به سنى است كه رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله در آن به مأموريت سنگين و طاقت شكن رسالت مبعوث گرديد. در حالى كه جز حضرت على عليه‏السلام و حضرت خديجه عليه‏ا السلام هيچ ياور و همراهى نداشت و جزيرة العرب در مقابل او بود.

اينجا بايد توجه داد كه مسئله كمى سن امير المؤمنين عليه‏السلام يكى از بهانه هايى بود كه از سوى مخالفين خلافت حضرت عنوان شد و هيچ مبناى قرآنى و دينى نداشته بلكه با اين مبانى در تعارض بود. اينها كسانى بودند كه اندكى قبل از رحلت پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله نيز از شركت در لشكرى كه فرمانده آن جوانى منصوب از سوى پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه ‏و ‏آله به نام اسامه بود سرپيچى كردند و گفتند اسامه جوان است و شايسته فرماندهى سپاه نيست. سرانجام پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله كسانى را كه از شركت در اين لشكر سرباز زنند نفرين فرمود، اما آنها با ظاهرى حق به جانب مى‌‏گفتند: ما نگران بيمارى پيامبر هستيم و نمى‌‏توانيم از ايشان دور شويم!

(شرح ماجراى سپاه اسامه در همه كتب تاريخى شيعه و اهل سنت، در حوادث ايام نزديك به رحلت پيامبر اكرم آمده است.)








سؤال هفتم-  چرا معرفی علی علیه السلام در غدیر انجام شد


پاسخ: حضرت علی علیه السلام بارها توسط پیامبر و در اتفاقات مختلف به عنوان جانشین معرفی شده بود اما  از قرائن موجود كاملا بدست مى‏آيد كه خداوند اراده فرموده بود اعلام رسمى و همه جانبه ولايت و امامت امير المؤمنين عليه‏السلام و گرفتن بيعت بر اين امر و شرايطى گرفته شود كه از همه نظر منحصر به فرد و موجب جلب توجه جهان اسلام در آنروز و تا قيامت شود. به امور زير توجه فرمائيد:

ـ اعلام حج بجا آوردن رسول خدا عليه‏السلام در آن سال (كه اولين و آخرين حج حضرت بود) و دعوت عمومى از مسلمانان براى شركت در اين مراسم، بيش از صد هزار مسلمان مشتاق وار از همه نقاط به مكه جذب نموده بود.

ـ در آخرين روز حج پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اعلام فرمود كه فردا همه بجز معلولان به سوى غدير خم حركت كنند. اين در حالى بود كه همگان انتظار داشتند حضرت كه اكنون پس از سالها به زادگاه خود و شهر كعبه برگشته، لااقل مدتى در آن اقامت نمايد.

ـ هنگامى كه كاروان به غدير رسيد، در همان بيابان سوزان، پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله دستور دادند كه جلو رفتگان به عقب برگردند و همگان اجتماع كنند.

ـ نحوه خطبه خواندن رسول خدا در حضور بيش از يكصد هزار مسلمان و حتى نحوه ايراد خطابه منحصر به فرد بود. همچنين سابقه نداشت پيامبر بر روى منبر بايستد و يا كسى را بر بالاى منبر بر روى دست بلند كند.

ـ نزول آيه تبليغ و اكمال، بيش از پيش بر اهميت موضوع مى‌‏افزود.

ـ بيعت گرفتن سه روز از مسلمانان نيز امرى بى سابقه و توجه برانگيز بود.

همه موارد فوق (به علاوه جزئيات ديگرى كه نياورديم) دست به دست هم مى‌‏داد تا به همگان گوشزد كند كه آنچه در غدير اعلام خواهد شد بيش از حد مهم و حياتى و سرنوشت ساز است و اهميت آن به درجه‏اى است كه هيچ يك از ابلاغهاى قبلى رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله با آن مقايسه نمى‌‏شود.

در ادامه بحث، آنگاه كه به موضوع منافقين و نقش آنها در مسايل مربوط به غدير خم بپردازيم، از اين زاويه نيز به انتخاب بركه غدير براى اعلام فرمان بزرگ، اشاره خواهيم كرد.






دریافت فایلIcon دریافت فایل
2-Mosabegheye ghadir.rar(اندازه: 25 Kb | بازدید: 196)

ارسال درخواست

دوستان جهت دریافت محصولات با کیفیت بالا و کامل ، لطفه کد مربوط به هر محصول را همراه با سایر مشخصات برای ما ارسال نمایید

 

  • calendar
  • security image

برچسب ها: غدیر

 

 کپي رايت © 1391 مناسبت ها. کلیه حقوق سایت برای مالک آن محفوظ است | طراحي شده توسط شرکت طرح هفت