سلطان سریر لامکان است علی
مولا و امیر انس و جان است علی
آگه ز علوم کن فکان شیر خدا
تولیدات فرهنگی
نوع اثر
نوشتاری
سخنرانی
بیعت با خورشید (شعر غدیر)| بیعت با خورشید (شعر غدیر) |
| | بازدید (1113) | نظرات (0) |
| نوشته شده توسط reza |
| کد | b-15-1 |
سلطان سریر لامکان است علی
مولا و امیر انس و جان است علی
آگه ز علوم کن فکان شیر خدا
| |
| | ولایت ولایت چیست؟ اصل آفرینش کلید قفل سیر درک و بینش ولایت چیست؟ تحصیل تعهد صراط ما پس از "ایاک نعبد" ولایت چیست؟ معراج تکامل پی اثبات ذات پاک حق، قل: ولایت علت غایی است ما را به حکمت فعل بی ماضی است مارا ولایت آب و گل را در هم آمیخت که از آمیختن، آدم برانگیخت ولایت نوح را شد ساحل نور که طوفانش بود در خط دستور ولایت کوه آتش را کند گل به ابراهیم در وقت توکل ولایت در کف موسی عصا شد به امر حق، به شکل اژدها شد ولایت را دم عیسی قرین است که انفاس خوشش جان آفرین است ولایت در ولایت گشت کامل کز او نور هدایت گشت حاصل ولایت جمع را تفریق دارد که درکش سالها تحقیق دارد ولایت رمز اثبات وجود است ز جود او همه بود و نبود است ولایت دشمن نامردمی هاست یگانه رهبر سردرگمی هاست ولایت هرکه دارد غم ندارد قوامش بیش هست و کم ندارد ولایت یازده نور جلی بود کی پیوند تمامی با علی بود اگر خواهی بدانی این علی کیست؟ ولی حق کسی غیر از علی نیست علی حق را تجلی صفات است امامت را چوسیم ارتباط است به اورنگ ولایت چون ولی شد علی، مهدی شد و مهدی، علی شد به نخل دین، ولایت برگ و بال است ولایت را جهان در انتظار است ولایت پای تا سر، عدل و داد است بشر را آخرین حکم جهاد است ولایت کاخ ها را کوخ سازد که قانون بشر منسوخ سازد ولایت دیده هارا دیده بان است ظهور مهدی صاحب زمان است ولایت معنی الله و نور است شکوه رجعت و روز ظهور است رسالت از ولایت گشت کامل که هستی از کمالش گشت حاصل ولایت خاتمیت راست خاتم که ختم خاتمیت هست خاتم دگرگونی اگر عالم پذیرد ره خاتم از آن خاتم بگیرد ژولیده نیشابوری
| ||
| |
| ||
| | |||
| | بیعت با خورشید
چه روی داده که مهتاب دلپذیر شده است ستاره دستخوش طلعت منیر شده است مگر سپیده دم بیعت است با خورشید که مهرگوشه نشین،ماه گوشه گیرشده است خبر رسید که با حکم کاروان سالار قرارقافله در ساحل غدیر شده است صفای باغ ولایت که سبز باد مدام ز دلنوازی این برکه در کویر شده است امین وحی هم احرام بست از این میقات که بارعاطفه گلفرش این مسیر شده است فرشته گفت "یا ایهاالرسول "بخوان بخوان حدیث ولا را که دیر دیر شده است به حکم روشن "یا ایها الرسول "اینک رسول از پی ابلاغ ناگزیر شده است فضا ز عطر نفسهای پاک پیغمبر پر از شمیم بهشتی است دلپذیر شده است زشوق آمدنش دشت پرنیان پوشید ز یمن مقدم او موج شن حریر شده است صدا صدای رسول خداست در صحرا سکوت سایه ی سنگین آبگیر شده است به هر که رهبر و مولا منم ، علی مولاست و این علی است که بر مومنان امیر شده است خوشا سعادت آزاده ای علی پیوند که در حصار تولای او اسیر شده است پس از حبیب خدا محور هدایت اوست که مهر او سبب صافی ضمیر شده است علی است آن شب قدری که ناشناخته ماند که پیش مرتبتش آسمان حقیر شده است به یاد غربت او در بهار خاطره ها بنفشه با دل خونین بهانه گیر شده است
|
| | |
| | دوباره پنجره ها بوی سیب آوردند نسیم مهر زباغی نجیب آوردند به قاب خاطره تصویر باغ می گوید که از کویر گلی دل فریب آوردند به زخم کهنه جان های خسته دیگر بار دوای عشق ز کوی طبیب آوردند قسم به اشک، که از آسمان پاک، خبر ز استجابت امن یجیب آوردند به چشم آینه ها آیه های ایمان را به یک اشاره ز کوی حبیب آوردند برای دیده درد آشنای شب خیزان هزار جرعه تماشا نصیب آوردند -خدای را- که در این شب، شب سپیده گریز غریب نیست، که صبحی قریب آوردند غدیر بود و کویر و صدای قافله ای زلال آبی یک برکه بود و ولوله ای غدیر درقدم کاروان و سم ستور غبار بود و توهم، گمان روز نشور چنان به جان زمین آفتاب می بارید که نقطه نقطه آن خاک تقته بود و تنور حضور آب در آن التهاب گرم عطش به جان شب زدگان بود همچو چشمه نور کویر بود و کران تا کران قبیله حج غدیر بود و افق تا افق، ز خلق، کرور گشود حضرت رحمت دهان که بگشاید هزار چشمه رحمت در آن زمین غیور زلال برکه به خود از غرور می بالید که گشت ساقی گل، شد شراب بزم حضور کویر خفته به پای نبی چنان رویید که شد بهشت زمین، گشت رشک باغ بلور خدای مهر چو برخاست دشت شد خاموش رسول جمله زبان گشت ودیگران همه گوش ز قبله آمدگان قبله در قبال من است قبول حج به خدا در امتثال من است من آن چه شرط بلاغ است فاش می گویم که جان دعوت این سالیان سال من است فراز دست من است این علی، علی صبور تمام نعمت و تکمیل دین، کمال من است به آیه آیه قرآن قسم که آیه اوست هر آنچه وحی خداوند لایزال من است علی تمام من است و منم تمام علی علی خلاصه و آیینه خصال من است به کوی عرش که جز نور حق ندارد راه مقام امن علی، خانه جلال من است قسم به سر نبوت، قسم به مهر ولا منم مثال علی و علی مثال من است هنوز خاطره آب، پر بود زغدیر کنار سرو پیمبر، علی، علی امیر ... شاعر: توکلی
|
| | |
|
| برچسب ها: غدیر (44) |
| آخرین به روز رسانی (یکشنبه, 16 اکتبر 2011) |
برای این آیتم نظری وجود ندارد
اولین فردی باشید که نظر می دهد