غدیر و جایگاه آن در روزگار ما
در این گفتار برآنیم تا پاسخ این پرسش و ابهام را روشنكنیم كه آیا پرداختن به ماجرای غدیر، فقط یك بحث تاریخی و نظری است كه باید آن را به علاقمندان و متخصصان این مباحث سپرد؛ و یا مشخص شدن چگونگی و جوانب ماجرای آن، در زندگی ما در این روزگار و پس از گذشت این همه سال نیز، مؤثر و تعیین كننده است؟
چرا كه در نگاه و بیان بسیاری، این رویداد مانند بسیاری از وقایع دیگر تاریخ، یك سرگذشت تاریخی مربوط به بیش از هزار سال پیش میباشد، كه البته آشنا شدن با حقایق و جزئیات آن، در حوزه علم تاریخ ارزشمند و مهم است، اما دامن زدن به آن در سطح عموم و پرداختن و وقت گذاشتن همه مردم برای آن، با وجود این همه مسائل و مشكلات مهم، به دور از تدبیر و انصاف است.
جهت روشن شدن و رفع ابهام از این سؤال، نخست واقعیتی را یادآور میشویم كه در نتیجهی آن، این پرسش تا حدود زیادی تعدیل شده و جهت آن كاملاً تغییر میكند و لذا پاسخ آن را ساده و در دسترس قرار میدهد. و آن واقعیت این است كه یك گفتار و یا كردار و به طور كلی یك حركت، فقط به این خاطر كه در یك ظرف زمانی و مكانی رخدادهاست، منحصر به آن زمان و مكان نمیشود و این موضوع مانعی برای جاودانگی و عمومیتداشتن آن حركت و پیام نمیباشد.
به عنوان مثال تمام ادیان و مكاتب فكری و حركتها و جهتگیریهای اجتماعی كه امروزه مورد اعتقاد، و معیار رفتارِ گروههای مختلف میباشد، یك سابقهی تاریخی دارند و در روزگار خاص و مكان خاصی پدید آمدهاند؛ و در عین حال این مطلب باعث نمیشود كه ما آنها را به حوزه علم تاریخ و كارشناسان این علم بسپاریم و از حوزه اندیشه و زندگی امروزین خارجكنیم. وقتی به یك انسان صاحب عقل و فكر، گفتاری یا عملكردی ارائه میشود، به صرف اینكه آن گفتار یا عملكرد در یك زمان و مكان خاصی در تاریخ پدید آمدهاست، آن را رها نمیكند؛ بلكه به محتوا و پیام آن دقت میكند و آن را مورد بررسی و تأمل قرار میدهد.
لذا میبینیم كه آنچه باعث جاودانگی و گستردگی و عمومیت پیدا كردن حركت و حادثهای میشود، محتوای آن است. و طبعاً غدیر هم از این قاعده مستثنی نیست. اینكه این حادثه و پیام در زمان و مكانی دور از ما به وقوع پیوسته، دلیل بر این نیست كه اهمیت فراگیر و همیشگی نداشتهباشد. بلكه ما باید به محتـوای پیـام آن بپردازیم و بر اسـاس میزان تأثیر آن در زندگی و حیاتبخشی آن، اهمیت و حسـاسیتش را بسنجیم.
از مهمترین و اصلیترین قسمتهای واقعه غدیر، خطبهی پیامبر اكرم در آن روز است. ما نیز در این گفتار قصد داریم با تكیه بر قسمتهایی از این خطبه مستند، محتوا و اهمیت و حساسیت آن را نظارهگر باشیم (٤٣). و چه نیكوست كه در آغـاز، نظر و نگاه صاحبخطبه را دربارهی پیام و محتوای آن ببینیم. پیامبر اكرم كه آخرین پیامبر خدا و بزرگترین هدایتگر و برترین خلق خدا میباشند، در قسمتی از خطبهی روز غدیر، چنین میفرمایند:
«ای مردم، من آنچه را مأمور به ابلاغش بودم رساندم؛ تا بر هركسكه حاضر و شاهد است و بر آنها كه حضور ندارد و بر همه كسانیكه به دنیا آمدهاند یا به دنیا نیامدهاند، حجت باشد. پس حاضران به آنها كه نیستند و هر پدری به فرزندش، این مطلب را تا روز قیامت برسانند (٤٤).»
میبینیم كه این كلام، جایی برای ابهام و پرسش در جهت جاودانگی پیام خطبه، باقی نمیگذارد. صحبت از امر مهم و بنیادی و سرنوشتسازی است كه پیامبر اكرم آن را نه فقـط برای حاضران آن جمع، بلكه برای آنها كه نبودهاند، و نه فقط برای مردم آن روزگار، بلكه برای همهی انسانها در همهی روزگاران، لازم و حجت میدانند.
پیامبراكرم كه رهبر و مقتدای دین و شریعت است و كلامش، كلام خدا میباشد، از مطلب مهمی سخن گفتهاند كه لازم است به همگان برسد. آنها كه حاضر بودهاند به آنها كه نبودهاند، هر پدری به فرزندش و هر نسل به نسل بعدی تا روز قیامت، باید این پیام را بگویند و برسانند، و بهاینترتیب در تمام سرزمینها و همه اعصار، همه از آن آگاه و مطلع گردند تا مطلب روشن و آشكار شود و ابهام و تردیدی باقی نماند.
و اما آن پیام و محتوای مهم چیست كه باید پا از مكان و زمان فراتر گذارد و در همهی اعصار و سرزمینها جایگیرد. آن كدام امر سرنوشتساز و حیاتی است كه پیامبر در آخرین روزهای حیات خود، و در آن شرایط سخت اقلیمی و اجتماعی، گردهمایی بزرگی را ترتیب داده، آن را به عموم اعلامكردند و سپس همگان را به تبلیغ و انتشارش فرمان دادند.
آن امر مهم كه پیامبر اكرم برای چندمین بار در حیات خود، در آن روز نیز، به فرمان خدا به مردم اعلامكردند، معرفی كسانی بود كه پس از ایشان، جانشینان او و رهبر و هدایتگر مردم در زمانهای مختلف هستند. كسانی كه برگزیدگان خدایند و به مدد مقام عصمتی كه از جانب خدا دارند، میزان و معیار هر حق و حقیقتی میباشند. امامانی كه همهی معارف ناب، و علم همهی تكالیف الهی در نزد آنان سپرده شدهاست. لذا سعادت و نجات، تنها درگرو تبعیت و اطاعت از آنها میباشد. حضرت علیبنابیطالب و فرزندان ایشان تا امام دوازدهم، حضرت ولیعصر، كه پیامبر بارها در طول حیاتشان از آنها نام برده و مقام جانشینی و امامتشان را یادآور شدند (٤٥).
و در روز هیجدهم ذیالحجه سال دهم هجری، در آن گردهمایی بزرگ، این مطلب را به كاملترین و رساترین نحو، ابلاغكردند و به گوش همگان رساند و از آنان بر این مطلب تعهد و بیعت گرفتند. این مطلب و توضیحات آن را در جاهای مختلف خطبه میبینیم، كه در اینجا به چند مورد آن اشاره میشود:
«ای مردم! این آخرین باری است كه در چنین اجتماعی به پا میایستم. پس بشنوید و اطاعتكنید و در مقابل امر خداوند، پروردگارتان، سر تسلیم فرود آورید. چرا كه خداوند عز و جل، صاحب اختیار شما و معبود شما است. و بعد از خداوند، رسولش و پیامبرش كه اینك با شما صحبت میكند، ولی شما است و بعد از من، علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است. و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی كه خدا و رسولش را ملاقاتكنید.
ای مردم! علی را برتر شمارید. هیچ علمی نیست مگر آن كه خداوند آن را در من جمع كرده است و من نیز همه علوم را به علی آموختهام. اوست امام مبین كه خداوند در سورهی یس ذكر كرده است: و هر چیزی را در امام مبین جمع كردیم.
ای مردم! از او به سوی دیگری گمراه نشوید، و از او روی برنگردانید و از ولایت او سرباز نزنید. اوست كه به حق هدایت نموده و به آن عمل میكند. و باطل را ابطال نموده و از آن نهی میكند. و در راه خدا، سرزنش هیچ ملامتكنندهای مانع او نمیشود.
ای مردم! او را برتر شمارید كه خداوند او را برتر دانسته است و او را قبول كنید كه خداوند او را منصوب نموده است (٤٦).»
نگاه و دقت در این جملات، كه بخشی از محتوا و پیام غدیر است، عظمت و اهمیت آن را روشن میكند. طبعاً در طول حیات پیامبر و در گفتارها و كردارهای آن حضرت، تمامی بایدها و نبایدهای خدا و كلیدها و معارف سعادت و نجات، برای همهی روزگاران، بیان نشد. لذا پیامبر، كسی و كسانی را معرفی میكنند كه جانشینان پیامبر و صاحب علم او و دارای مقام پیشوایی و هدایت هستند، تا مردمِ هر زمانی به سراغ آنها رفته و در پرتو نور راهبری آنها، حركتكنند و آنها را پیشرو و پیشوای خود قرار دهند. و این ویژگی «حیاتبخشی همیشگی» است كه این محتوا و پیام را جاودانه و برای همیشه و همهكس ضروری میسازد.
این حیاتبخشترین پیام، كه تبلیغ و گسترش آن طبعاً ضروری و لازم میباشد، معرفی افرادی است كه در هر زمان یكی از ایشان حاضر میباشد و مرتبط و متّصل با خدای عالم هستی و تعیین شده از جانب او هستند و نجات و سعادت درگرو پیروی از آنهاست. باز از خود فرمایش پیامبر در خطبهی غدیر مدد میگیریم و جهت روشنی و وضوح بیشتر مطلب، به قسمت دیگری از آن اشاره میكنیم:
«ای مردم؛ بدانید كه حلال و حرام بیش از آن است كه من همهی آنها را بشمارم و معرفی كنم و بتوانم در یك مجلس به همهی حلالها دستوردهم و از همهی حرامها نهیكنم. پس خداوند به من فرمان دادهاست كه از شما بیعت بگیرم و با شما دست بدهم بر اینكه آنچه را درباره امیرالمؤمنین علی و جانشینان بعد از او كه از نسل من و او هستند، از طرف خداوند عزوجل میگویم، قبول كنید. و آن موضوعِ امامتی است كه فقط در آنها به پا خواهدبود، و آخر ایشان مهدی است تا روزی كه خدای مدبرِ قضا و قدر را ملاقات كند (٤٧).»
میبینیم كه پیامبر، رمز حیات و جاودانگی دین و شریعت را، وجود یك امام زنده و حضور ولی و سرپرست تعیینشده از جانب خدا در هر زمان، بیان میدارند.
در فرازی دیگر، رسول گرامی اسلام، پذیرش و قبول امر امامت را، سرآمد تمامی معروفها و كارهای پسندیده، و مهمترین باورها و امور بیان میكنند و مردم را به تبلیغ و احیای آن فرمان میدهند. فرمانی سرشار از مهربانی و رحمت كه سراسر خیرخواهی و دلسوزی برای خلق خداست.
«بدانید كه بالاترین و مهمترین امر به معروف ، آن است كه این سخن مرا بپذیرید و آن را به كسانی كه حاضر نیستند برسانید و آنها را از طرف من به قبولش امر كنید و از مخالفتش نهی نمایید. چرا كه این فرمانی از جانب خدا و رسولش میباشد (٤٨).»
و در پایان شایسته است نگاهی گذرا داشته باشیم به آنچه در این گفتار در پی بررسی و روشن شدنش بودیم. پرسش و ابهام طرح شده این بود كه آیا مسأله غدیر، فقط یك ماهیت تاریخی دارد كه باید در همان حوزه و محدوده و در حد اهمیت یك بحث تاریخی به آن پرداخت، و یا اهمیت و حساسیتی فراتر نیز دارد؟
در آغاز به این نكته توجه كردیم كه هر اعتقاد و مكتب و دینی كه مورد پذیرش، و معیار عمل برای گروههای مختلف است، به ناچار در بستری از تاریخ و در زمان و مكانی معین پدیدار گشتهاست؛ و این مطلب مانعی برای اهمیت وجاودانگی آن نمیباشد. بلكه آنچه میزان اهمیت و گستردگی و جاودانگی یك حركت و پیام را روشن میكند، محتوای آن است. لذا این توجه و تذكر، جهت نگاه و بررسی را تغییر داده، به سمت محتوای واقعهی غدیر، یعنی خطبهی پیامبراكرم در آن روز، معطوف میكند؛ در نتیجه هر صاحب اندیشهای كه با این واقعهی تاریخی و بزرگ روبرو میشود، خود را ملزم میداند كه فرمودههای پیامبراكرم را ببیند و بخواند، و بر اساس آن دربارهی اهمیت و حساسیت واقعه و پیام آن قضاوتكند.
همچنین در قسمتی از خود خطبه، تأكید فراوان صاحب خطبه را بر اهمیت آن پیام و حرف دیدیم؛ و تأكیدشان بر این مطلب كه این پیام باید به همهی مردم در همهی مكانها و همهی زمانها رساندهشود.
سپس با مرور قسمتهایی از خطبه، سرّ این همه تأكید پیامبر را بر اهمیت و حساسیت آن محتوا یافتیم. پیامبر در آن روز، نه برای اولین بار، بلكه برای چندمین بار در طول حیات خود، البته این بار با رسمیترین و گستردهترین شكل خود، مقام و جایگاهی را به همگان اعلام كردند كه صاحبان آن مقام و جایگاه، پس از ایشان، جانشینان او و صاحبان علم او و برگزیدگان خدا و دارای مقام عصمت و شایستهی رهبری و امامت خواهند بود، و سعادت تنها در پی اطاعت آنها و پذیرش امامت و ولایت ایشان، به دست میآید.
و پیامبر در آن روز برای چندمین بار، نخستین وصی و جانشین خود را به مردم معرفی كرده و از آنها بر این امر مهم، بیعت گرفتند. و این است سرّ آن كه این اعتقاد و باور، از همهی باورها مهمتر و اساسیتر، و روز اعلان رسمی چنین اعتقاد و باوری، از همهی اعیاد، فرخندهتر و بزرگتر و جاودانهتر است (٤٩).
پی نوشت :
٤٣- رجوع شود به شماره ٨
٤٤- محمد باقر انصاری، خطابه غدیر: ٤٥(بخش٦)، نشر مولود كعبه. قم ١٣٧٧
٤٥- سید هاشم بحرانی، بهجهی النظر فی اثبات الوصایهی و الامامهی للائمة الاثنیعشر: ٣٦-٤٥، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی. مشهد؛ سید حسن آل طه، جامع الاثر فی امامهی الائمهی الاثنی عشر: ١٧٣-٢٠٧ و ٢٦١-٤٢٧، دفتر انتشارات اسلامی. قم
٤٦- محمد باقر انصاری، خطابه غدیر: ٣٨ (بخش٣)، نشر مولود كعبه. قم ١٣٧٧
٤٧- محمدباقر انصاری، خطابه غدیر: ٥٠ (بخش١٠)، نشر مولود كعبه. قم ١٣٧٧
٤٨- محمدباقر انصاری، خطابه غدیر: ٥١(بخش١٠)، نشر مولود كعبه. قم ١٣٧٧
٤٩- محمد باقر انصاری، اسرار غدیر: ٢٣٣-٢٤٣، نشر مولود كعبه. قم (ویرایش سوم)