ورود به سایت
 
    
ثبت نام


بازدید:
262

کد 1-1-12

علم قرآن نزد کیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم


﴿وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى

بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾

علم قرآن نزد كيست؟

مي­داني هم اينك چه چيز ذهنم را مشغول كرده است؟!

به ياد فرمايش اميرمؤمنان عليه­السلام افتاده­ام در محراب شهادت؛ درآن هنگام كه شمشير كين بر فرق عدالتش فرودآمد و صداي غريبانه­اش در گوش جهانيان پيچيد؛ ندايي كه فراموش نخواهد شد؛ ندايي از سينه­ي پرغصّه­ي مظلوم­ترين مرد عالم؛ قصّه­هايِ پر غصّه­ي غربت علي عليه­السلام.

«فُزْتُ وَ رَبِّ الكَعْبَة»: «به خداي كعبه رستگار شدم »؛

به خداي كعبه آسوده شدم از دست اين نامردمانِ مردم­نما.

به راستي آنان با علي عليه­السلام چه كردند؟ آخر چه كردند با علي عليه­السلام كه به جاي فرياد استغاثه، فرياد راحتي برآورد؟!

دنيا با علي عليه­السلام چه كرده بود كه صبر در آن برايش مانند خار بر چشم و استخوان بر گلو بود؛ صبري كه تاريكي آن، كودكان را پير و پيران را فرتوت كرده بود!

آسمان هم تاب دردهاي علي عليه­السلام را نمي­آورد.

چه سخت است غم تنهايي! و چه سخت است بي­يار و ياوري!

يار و ياور علي عليه­السلام نخل­هاي نخلستان بود و چاه­هاي كنده شده با دستان او!

شب هنگام سر به نخلستان مي­نهاد و تا كمر در چاه خم مي­شد و درد دل به چاه مي­گفت!

آن­كس كه ظاهر قرآن بود و باطن آن؛

آن­كس كه تفسير و علم كتاب[1] نزد او بود؛

همو كه دروازه­ي علم رسول خدا بود؛

همو كه نداي «سَلُوني قَبْلَ اَنْ تَفْقِدُوني»[2] اش تماميِ خلقت را در برابر عظمت و علمش به زانو درآورده بود!

براي بيست­و­پنج سال خانه­نشين گرديد

و كساني بر منبر رسول خدا تكيه زدند كه حتي از آيات قرآن بي­خبر بودند؛

نامردماني كه براي رسيدن به اهداف شوم خود، دستِ بيعت به رسول خدا صلي­الله­عليه­وآله داده بودند و هم اينك مدّعيانه به مَسند جانشيني­اش تكيه زده بودند.

هان، اي زمين و آسمان! ديده را تركنيد از غريبي و مظلوميت علي عليه­السلام!

آخر اينان چه حقّي در جانشينيِ رسول خدا دارند؟ مگر با پيامبر صلي­الله­عليه­و­آله نبوده­اند؟!

بي­گمان نبوده­اند!!

مگر مي­شود در كنار رسول خدا صلي­الله­عليه­و­آله بود و از علي عليه­السلام نشنيد؟! مگر مي­شود با رسول خدا صلي­الله­عليه­و­آله بود و علي عليه­السلام را در آغوش پر مهر او نديد؟!

اما اينان بوده­اند؛ ديده­اند؛ شنيده­اند و امروز...

جاي آن است كه خون موج زند در دل لعل         زين تغابن كه خزف مي­شكند بازارش

آن هنگام بايد شبانه دست كميل را بگيرد و به بيرون از شهر ببرد و داد سخن سردهد كه در سينه­ي خود علومي دارم كه كسي را پذيراي شنيدن آن نمي­يابم؛ پس گوش­گير به سخنانم و آن را جز با اهلش در ميان مگذار![3]

اي آسمان و اي زمين! شما را چه شده است؟ چگونه تاب مي­آوريد؟ چگونه آن­هايي را كه خون به دل مولايمان نمودند را بر روي خود تحمل مي­كنيد؟!

اي تاريخ! تو خوب مي­داني غم غربت را؛ تو ديده­اي مظلوميت علي عليه­السلام را؛

بي شك خوب به خاطر داري آن روز را كه خانه­اش را آتش زدند و در مقابل چشمانش...

آن روز به چشم خود ديده­اي سند مظلوميّت علي عليه­السلام را.

و بر مظلوميّت علي عليه­السلام چه سندي محكم­تر از وصيت پاره­ي تنش، حضرت زهرا سلام­الله­عليها:

«علي جان! كسي را براي تشييعم خبر مكن!!»

اجازه مده آنان ­كه بر من ظلم روا داشتند و دشمن خدا و رسول­اند بر جنازه­ام حاضر شوند!

علي جان! مرا شبانه غسل ده؛

شبانه كفن كن؛

شبانه به خاك بسپار[4]...



[1]. رعد(13): 43: ﴿ وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرسَلًا قُلْ كَفى باللهِ شَهيداً بَيني وَ بَينَكُم وَ مَن عِندَهُ عِلمُ الكِتابِ: ﴿ و كساني كه كافر شدند مي گويند: تو فرستاده نيستي، (اي پيامبر!) بگو: كافي است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است، ميان من و شما گواه باشد. روايت شده مردي از علي بن ابي طالب عليهما السلام پرسيد: بالاترين منقبت و فضيلت شما چيست؟ اميرمؤمنان عليه السلام فرمودند:« (بالاترين منقبت من) گفتار خداي تعالي (و آيه­ي فوق را خواندند ) است، و منظور از كسي كه علم كتاب نزد اوست من هستم.» و اين فضيلتي بس عظيم براي اميرمؤمنان عليه السلام است؛ زيرا در اين آيه خداوند متعال، خود و امير المؤمنين عليه السلام را شاهد صدق رسالت پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم خوانده است.

[2]. در يكي از مقاله­ها توضيح آن آمده.

[3]. نهج البلاغه، حكمت 147.

[4]. بحارالانوار 43: 191و 192.

مخاطبIcon مخاطب عمومی
دریافت فایلIcon دریافت فایل
12-Elme Ghoran.doc(اندازه: 46 Kb | بازدید: 79)

برچسب ها: امیرالمؤمنین (ع)

 

 کپي رايت © 1391 مناسبت ها. کلیه حقوق سایت برای مالک آن محفوظ است | طراحي شده توسط شرکت طرح هفت