ورود به سایت
 
    
ثبت نام


بازدید:
478

کد 1-15-6

تو می گریستی

بسم الله الرحمن الرحیم

...تو می گريستی

 

شب بود

وتومی گريستیوصدايی گفت:

بانوي صبر!

تنديس استقامت !ازچه می گريی؟

سوگ پدر آيا چنان لطمه ای بر کوه استوار دلت وارد کرده ،

که چشمه چشمه اشک از آن می جوشد ؟

تومی گريستی ،

وگريه ات می گفت ،

که نه !

 

بانوي آسمان !

به بالا چون ستارگان و به روشنی چون ماه !

گريه ات سوگواری ستمی است که برشويت رفته؟

خانه نشينی آفتاب را برنمی تابی؟

تو می گريستی وگريه ات میگفت که نه !

 

سيب بوستان بهشت !

گل آروزی پيامبر!

مالک باغها یآسمانی !

گريه ات غمنامه ی غصب باغستانی زمينی که نيست!

وتومی گريستی ،وصدايی گفت:

 

بانوي آب ها!

دريای مواج گوهر آفرين !

از آن آتش که نااهلان برقدمگاه جبرئيل افروختند،

ابری از دلت برخاست که در آسمان چشمانت باريدن گرفته ؟

تو می گريستی،

و گريه ات می گفت که نه!

گريه ات از آسمان است،

به نجوای فرشتگان ماند ،

که سرکشی غافلانه مردمان را به اعتراض برخاسته باشد.

اندوه پيامبران به جان ،

وشکوه رسولانش در نهان!

گريه ات درد پهلو وبازو نيست !

رنج عشق در خويش دارد .

واشک هايی که به رنگ خداست

بر گونه های پريده رنگت می دود.

تومی گريستی و صدايی می آمد :

بانوي خدا سوگوار پرستش است .

دلمشغول آنکه خدا،به ميمنه خداييش ،

وبه يگانگی توحيدش ،

پرستيده نشود.

مردمان گوساله سامری بسازند وبرمرکبی بتازند ،

که در وادی حيرتشان به زير افکند،

هزار سال در بيابان تمنا سرگشته بمانند ،

دروازه های سرزمين هدايت ،

پيش رويشان بسته باشد ،

وکليد ورود را نيابند ،

مشرکانه هزاردسته شوند،

تابردری که بسته غفلت آنهاست مشت بکوبند .

ونه مهر بانی دستهای پينه بسته ی تو ،

نه مهرورزی دل خسته ی تو ،

دست های بيعت شکن مردمان را شکسته برنمی تابد .

 

بانوي عبادت ،

گريه ات سوگواری توحيد باوری است ؟

وتو می گريستی،

و گريه ات می گفت که آری!

هزار سال گذشته بود وتو می گريستی ،

وصدايی می گريست ...

دریافت فایلIcon دریافت فایل
6-to_migaristi.doc(اندازه: 37 Kb | بازدید: 70)
برچسب ها: حضرت فاطمه (س)

 

 کپي رايت © 1391 مناسبت ها. کلیه حقوق سایت برای مالک آن محفوظ است | طراحي شده توسط شرکت طرح هفت