رويا نمایشنامه ی غدیر

  • تاریخ ایجاد: دوشنبه, 26 مرداد 1394
  • تعداد بازدید: 7770
رويا نمایشنامه ی غدیر

رويا

نمایشنامه­ ی غدیر


 

                                                                                                                                     

باسمه تعالی

(صحنه، فردی را نشان میدهد که نشسته و سرش را تا روی زانويش پايين آورده. 4 نفر ديگر با شال­ها و لباس­های يک­رنگ، افتان و خيزان او را دور میزنند.)

اوّلی

اين دست و دلبازی جای ديگر سراغ کردنی نيست.

دوّمی

هر جا رفتهام دست رد به سينه ام زدهاند.

سوّمی

به هرکس شکوايهی فقر بردهام از شنيدن آن طفره رفته.

چهارمی

با هرکس رازِ نياز گفتهام بر ملايم کرده.

اوّلی

چه بد مردمی هستند مردم اين ديار!

دوّمی

چه سخت است رنج بی کسی ميان اينان.

سوّمی

گفتهاند خانهی جعفر مأوای آن­هاست که دل از همه بريدهاند.

چهارمی

گفتهاند مستمندی کوبهی در خانهاش را نمیزند مگر که دست پر باز گردد.

اوّلی

گفتهاند به هيچ دل خسته و ورشکستهای پشت نمیکند.

 

دوّمی

گفتهاند دست همهی مقروضان را میگيرد حتی اگر عاجز از جبران آن باشند.

 

سوّمی

از شيعيان اميرالمؤمنینم، افتاده و زندگی باختهام، طوفان زدهی مصیبتها. آمدهام دست بر شانهی تو بگذارم تا زانوانم توان ایستادن بگیرد. (جعفر به خود میپیچد آرام آرام سرش را بالا میآورد.... انگار میخواهد چیزی بگوید.)

 

 
دوست عزیز ؛
چنانچه از بسته ی تبلیغی پیش رو رضایت داشته اید ، خوشحال می شویم که ایده های خود را در این زمینه با ما به اشتراک بگذارید.
ایده های خود را می توانید از طریق این لینک برای ما ارسال نمایید .

نظر دهید

شما به عنوان مهمان نظر ارسال میکنید.