مربی (تاکشو غدیر)

  • تاریخ ایجاد: یکشنبه, 07 شهریور 1395
  • تعداد بازدید : 12442
مربی (تاکشو غدیر)
این سناریو بر اساس قوانین گفتگوی کنفرانسی - Talk Show - طراحی شده و مناسب است قبل از بهره گیری از آن قسمت معرفی سبک را مطالعه نمایید .


بسم الله الرحمن الرحیم

سناریو مربی :

مقدمه :

خوش آمد گویی و تبریک عید

دلمون می خواد در این چند دقیقه ای که در این بخش همراهتون هستیم ، گفتگویی کمی متفاوت با هم داشته باشیم به این امید که هر کس که از این در بیرون رفت بتونه با خودش پیامی رو داشته باشه که به درد مسیر موفقیت و سعادت زندگی خودش و اطرافیانش بخوره

برای رسیدن به این هدف یک خواهش کوچیک اما مهم دارم

اجازه ندید که اینجا فقط ما صحبت کنیم ! دلمون می خواد یک گفتگوی کاملاً دو طرفه رو با هم داشته باشیم

پس خواهش می کنیم تا آخر بحث با ما همکاری کنید

در فضای مجازی مثل ایمیل ها و واتس اپ و ... بعضی مواقع به حملات قشنگی بر می خوریم

می خواییم اینجا چند تا از این جمله ها رو با هم بشنویم و یک پازل رو با هم تکمیل کنیم

شما به ما بگید :

ارزش 7 سال رو کی می دونه ؟

بگذارید مخاطب پاسخ دهد ... (مثلاً دانشجوی رشته ی پزشکی )

ارزش 2 سال رو کی می دونه؟

(مثلاً یک سرباز وظیفه )

معنای 1 سال رو کی خوب میفهمه؟

پشت کنکوری ها

ارزش 9 ماه رو کی می دونه؟

(یک خانوم باردار )

ارزش 1 ماه رو ... ؟

(آدمای روزه دار )

ارزش 1 هفته رو ... ؟

(سردبیر مجله ی هفتگی که هنوز خبرهای محله ی بعدیش حاضر نشده )

ارزش 1 روز رو ... ؟

(کارگر روزمزدی که دخل و خرجش خیلی به هم نزدیک شدن )

ارزش 10 دقیقه رو ... ؟

(دکتر قلبی که مریضش سکته ی قلبی کرده )

ارزش 1 دقیقه رو .... ؟

(کسی که از اتوبوس جا مونده )

ارزش 1 ثانیه رو .... ؟

(کسی که از تصادف جون سالم به در برده )

ارزش 1 صدم ثانیه رو ... ؟

(ورزشکار المپیکی که دوم شده )

چرا این مثال ها رو زدیم ؟

خیلی وقتا ما تو زندگیمون خیلی نگران زمان نیستیم . خیلی نگران محدودیت هایی که وجود داره نیستیم

انگار همه چیز برامون نامحدوده

ولی یه بار دیگه که به اون مثالها نگاه کنیم می بینیم انگار هیچ چیز تو زندگیمون نامحدود نیست

و این دقیقاً یکی از بزنگاه های برنامه ریزی من تو زندگیمه که حواسم نیست که باید روی محدودیت هایی که دارم برنامه بریزم

وقتی بدونی زمانت محدوده می ری دنبال اینکه ببینی از چه راهی می شه سریع تر به نتیجه رسید

بازی سوال و جواب از اینترنت

من می خوام یه سوال سخت از شما بپرسم. هر کس زودتر جواب داد این تراول ۵۰ هزار تومانی جایزه اشه !‌ اگه دوست داشتین می تونید از اینترنت هم استفاده کنید. کیا الان اینترنت همراه شونه ؟

سوال رو می پرسیم (پیشنهاد: تکنیک اول آی کی دو چیه و چه مراحلی داره؟)

مسابقه را انجام می دهیم

تا حالا شده وقتی یه جا می ری اینترنت گوشی ات وصل بشه، حس آرامش داشته باشی ... اینکه من بالاخره یه جوری می تونم مشکلاتم و سوالاتم رو سرچ کنم ... یکی از دلایل رشد سیریع اینترنت همراه تو این چند سال اخیر همینه ، چون من با این امکان خیلی وقتها خیالم راحته که یک امکان به این گستردگی همراهمه همیشه .

ما برای اینکه بریم مرحله بعد باید یه منبعی غیر خودمون داشته باشیم ... خوش به حال اونا که اینترنت داشتن. اونا که نداشتن از قبل خودشون رو بازنده می دیدند .

تا چند سال پیش هر کس مریض می شد سریع می گفتن بریم پیش دکتر ، براش آزمایش که می نوشتند اصلا سعی نمی کرد سر از جوابش در بیاره ، سریع آزمایشش رو می برد پیش دکترش ... یه ذره که اومدیم جلو تعداد پزشک ها زیاد شد تا مریض می شدیم و آزمایش می دادیم ، می گفتیم بذار زنگ بزنم عمو ببینم نتیجه این آزمایشم چی می گه! ... الان دیگه دیگه قضیه فرق کرده اون کار رو هم نمی کنه، سریع می رم قبل دکتر اون لغاتی که تو آزمایشم اومده رو اول تو اینترنت سرچ می کنم که خودم اول بفهمم مشکلم چیه ! شاید خیلی هم ازش سر در نیارم ... ولی سرچ می کنه! دکتر هم می ره ولی با یه بینشی می ره دکتر!

یه ضرب المثلی الآن بین بیشتر کشور های توسعه یافته هست که می گه من بزرگم اگه اینترنت ام رو بهم بدید ... برای همین آمریکایی ها به اینترنت پر سرعت می گن خدا !

سوال بعدی اینه ؛ حالا فهمیدی این تکنیک چیه ،چجوری می خوای اجراش کنی ؟! می تونی انجامش بدی ... اصلا نمی تونی

اصلا لزوما دانش تو رو تربیت نمی کنه ...دونستن خیلی چیزها امکان پذیره ولی صرف دونستن به تربیت و رشد و عمل ختم نمی شه !  

مربی باید تو را تربیت کنه ... به تو آموزش بده ... اون چیزی که باعث می شه ما بتونیم مراحل زندگی رو پشت سر بزاریم مربیه !

همه ی ما مخصوصا پسرها تو از وقتی پامون به پدال گاز و ترمز رسید ، دنبال این بودیم که یه جوری این ماشینه رو خودمون راه ببریم . مطمئناً خیلی هامون هم تو همون سن 14 15 سالگی تئوری ابتداییش رو بلد بودیم که اول باید پات رو بزاری رو کلاج و بعد دنده یک و بعد آروم گاز بدی و ...

ولی همه همون دفعه ی اول فهمیدیم دونستن صرف اینهاکافی نیست ، باید یکی بشینه کنار دستم بهم یاد بده چجوری این کارها رو با هم انجام بدم

نمی دونم الان کدوم مرحله از زندگی هستیم ؟ ولی این دنیا پر مرحله است. بچه مادامی که بزرگ می شه غول مرحله هاش هم بزرگ می شه ... غول اولش اینه که پوشک نداره ... بزرگ تر که می شه دندون در میاره ... غول مرحله بعد اینه که راه افتاد سرش به درد و دیوار نخوره .... اااا دندون شیری در آورد ....

باید برای رد کردن این غول ها از یه منبع هایی استفاده کنی ... زنگ می زنی مامانت می گی مامان چی کار کنم ؟! دنیا پر از این مراحله ... یه سری اش رو می تونم از آدمای دور و برم استفاده کنم اما بعضی از این مراحل هم منبع های دیگه ای می خواد ... اونا رو چی کار کنم ؟

یه وقتایی به مراحلی می رسی که می فهمی منابع خودت و اطرافیانت جوابگوی رد کردن این مراحل نیستند

خدا برای ما حلش کرده ... گفته تا وقتی منِ خدا، هستم همیشه روی این سرزمین یکی رو می ذارم کنارت که مربی ات باشه. و منابعی رو که در اختیارش قرار می دم تمام گره های زندگیت رو می تونی باهاش باز کنی . نه تنها راه رو نشونت می ده بلکه برای رسیدن کمکت هم می کنه

این مربی ها پیامهایی می دن که آدم ها رو شگفت زده می کنن

جالبه براتون اگر جندتا نمونه از این کمک ها و پیامها رو بهتون بگم

حضرت ابراهیم

راه و روش تفکر منطقی به مردم می آموزد ... یعنی همون چیزی که الآن باعث شده منو شما خودمون رو متمدن بدونیم چون بلدیم با منطق و تفکر با مسائل روبرو بشیم

یا مثلا حضرت داوود

آهنگری به مردم می آموزد

حضرت عیسی

می دونید مهمترین بازمانده از تعالیم حضرت عیسی رو چی می دونن ؟

میاد یه جمله ای می گه که از اون به عنوان Golden Rule یاد می شه ... تا به حال چند میلیون بار این جمله چاپ شده و مسیحی ها بسیاری از پایه های اعتقادی شون بر این اساسه

کی می دونه این جمله چیه ؟

 یه جوری رفتار کن که دوست داری دیگران باهات رفتار کنن !

  اووووو چه جمله خوبی ... متحول می کنه زندگی رو !

می گذره می گذره تا زمان پیامبر ما ... اتفاقا پیامبر ما زمانی میاد که لازم بوده غول های مراحل مختلفی رو شکست داد

زمانی که شاید نشه باور کرد یک چنین موجوداتی هم وجود داشتند

لفظ انسان برای ما که داریم تاریخ اون موقع رو مشاهده می کنیم برای افراد اون زمان واقعاً سنگینه !

نمی شه اسم آدمی رو که نوزاد دختر خودش رو زنده به گور می کنه گذاشت انسان

نمی شه به افرادی که بخاطر آب خوردن یک شتر از یک نهر 70 سال  دو تا قومشون به جون هم می افتادن رو انسان گفت

این بزرگوار می آد در بین این افراد نه تنها بعد از رسالتش بلکه حتی از خردسالی با رفتار و منش و برخوردش  یواش یواش ... می گه می گه ... یاد می ده ... تربیت می کنه ... تا اینکه یه پیامی می ده که سوپر گلدن روله  ... اصلا کلاس کار رو تغییر می ده ... استثنائی!

اوج تمدن و تعالی فکر رو می شه تو این پیام دید :

 جوری با مردم رفتار کنه که خدا با تو رفتار می کنه ! واحسن کما احسن الله الیک (قصص)

و این بزرگوار تربیت رو به گونه ای پیش می بره که خدا اعلام می کنه که بهترین و والامقام ترین مربی رو در اختیار بشر قرار دادم که راه کمال برای بشریت باز و روشن باشه

خدا رو شاکریم که این سعادت نصیبمون شد تا بهتریم خلق خدا راه نما و هدایتگر ما به سوی خوشبختی قرار گرفت

اجازه بدید در بخش بعدی بیشتر با هم در رابطه با این سیر کمال گفتگو کنیم  

ــــــــــــــــــــــــــ پایان بخش اول

خوب در بخش قبل در گذر از تاریخ رسیدیم به دورانی که حرکت بشیریت به سمت کمال با حضور والامرتبه ترین خلق خدا ، حضرت محمد (ص) آغاز شد .

بزرگواری که کوچکترین رفتارش بابی رو از ابواب تمدن و انسانیت به روی افراد باز کرد

مرور تاریخ حیات پیامبر کمترین حاصلش برای ما اینه که حس سربلندی بهمون دست می ده چرا که می تونیم سرمون رو بالا بگیریم و بگیم ما منتسب به بزرگواری هستیم که نهایت کمال و انسانیته !

منو شما یه آدم معمولی رو که در کنار خودمون بتونیم پیدا کنیم که ویژگی خاصی داره ، مثلاً همیشه نصیحتهای راه گشایی بهمون می کنه ، یا اگر مشکل مالی داشته باشم او همیشه تلاش می کنه برای حلش یا ویژگی های برجسته ی دیگه ای نسبت به دیگران داشته باشه ، هیچ وقت حاضر نیستیم از دستش بدیم

همین آدم معمولی رو برای خودمون یک منبع می دونیم  که می تونه برامون راه گشا باشه

حالا چه برسه به اینکه فردی در کنارمون باشه که خدا مهر بر کمال این آدم زده باشه ، فردی در کنارمون باشه که خدا تمامی خوبی ها رو در وجود این بزرگوار نهاده باشه . دیگه منبعی از این عظیم تر نمی شه تصور کرد .

برای همینه که تاریخ گواهی می ده نه تنها پیروی از پیامبر برای مردمان زمان ایشون بزرگترین براشون بزرگترین سعادت محسوب می شده بلکه در معرض پیامبر بودن هم فرصتی بوده که حاضر نبودند با هیچ چیز عوض کنن

پس اگر می شنویم که تاریخ نقل می کنه که حتی مشرکان هم در حد شنیدن صوت تلاوت قرآن پیامبر خودشون رو  در معرض ایشون قرار می دادند ، نباید تعجب کنیم

خب حالا می رسیم به زمانی که این مربی بزرگ الهی داره از میان مردم می ره !

خیلی دردناکه ، همین که بدونی یک عزیزی آن هم فردی همچون پیامبر رو داری از دست می دی ، خیلی سخت و دردناکه .

در این زمان و در این برهه از تاریخ اتفاقی می افته که اهمیتش اونقدر بوده که می شه نقطه ی عطف تاریخ بشریت

 خداوند کاری رو به دست پیامبر در این زمان انجام می ده که حتی پیروان دیگر ادیان هم اذعان کردند که این واقعه تا به اون روز و تا به الآن بی سابقه بوده

سال 10 هجری و دعوت به حج عمومی

برای اولین بار احکام حج برای عموم توسط پیامبر آموزش داده شد

120 هزار نفر که بی سابقه ترین اجتماع مسلمانان تا به اون روز بود همراه پیامبر بودند

نقل تاریخی به ما می گه جمعیت همراه پیامبر که ایشان برایشان سخنرانی کرده اند ، چیزی حدود 120 هزار نفر بوده است

سوال اینجاست ، تصور کنید شما آخرین نفر از آن 120 هزار نفرید که پیامبر می خواهد برای شما صحبت کند ، اگر اینگونه باشد ، فکر می کنید فاصله ی شما تا پیامبر چقدر است ؟

جواب : اگر فرض کنیم که افراد به صورت نیم دایره مقابل پیامبر نشته اند و هر 2 نفر 1 متر مربع را اشغال کرده ، از طریق یک محاسبه ی ریاضی ساده معلوم می شود که فاصله ی نفر آخر تا پیامبر شعاع نیم دایره ایست در حدود 200 متر

سوال بعدی : چگونه صدای پیامبر در این فاصله به شما می رسد ؟

جواب در بیابانی که هیچ گونه عاملی برای شکست صدا نیست ، در فاصله ی 200 متری صدای محوی از سخنران به گوش می رسد ولیکن برای آنکه همه ی افراد کلام پیامبر به گوششان برسد افرادی در میان جمع بوده اند که با صدای رسای خود کلام پیامبر را تکرار می کردند . نام یکی از آنها ربیعه بوده

لذا سخنرانی ای که شاید به طور معمول 1:30 به طول انجامد ، 3 ساعت زمان برده است

حال که با توجه به این موارد جزئی ولی مهم پی می بریم که امکان جمع شدن چنین جمعیتی و انتقال پیام برای آنها به روش های ذکر شده امکان پذیر است ، راحت تر می توانیم کلیت آن فضا را در ذهنمان ترسیم کنیم و پیام آن اتفاق مهم را دریافت کنیم

غدیر خم در منطقه ای به نام جحفه در 64 کیلومتری مکه قرار دارد  که از آنجا کاروانهای شهرهای مختلف مسیرهایشان از هم جدا می شده و برکه و درختانی هم در آنجا وجود داشته

کاروان مسلمانان که به منطقه ی غدیر خم نزدیک می شود پیامبر به برخی از یاران خود مانند جناب مقداد و ابوذر دستور می دهند که در کنار آن درختان خار و خاشاک را کنار بزنند و از جهاز شتران منبری را بسازند که بر جمعیت مسلمانان احاطه داشته باشد

در آنجا پیامبر رو به مردم که و فرمودند ، ای مردم دعوت کننده ی خدا را اجابت کنید که من پیام آور اویم !

همگان متوجه می شوند که اتفاقی مهم و پیامی از طرف خداوند در راه است

نماز ظهر و عصر را به جماعت می خوانند

 هر کسی رو به سوی آن منبر آماده شده در کناری می نشیند و پیامبر دست در دستان علی بن ابی طالب آرام آرام به سمت آن منبر حرکت می کنند

از منبر بالا رفته و در سمت راست خود کمی پایین تر علی (ع) را جای می دهند

همه ی چشمها دوخته به لبان مبارک پیامبر (ص)

خداوند دستور شروع این واقعه را اینگونه به پیامبر ابلاغ می کند :

یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس

پیامبر به دستور خدا آغاز می کنند :

 الحمد الله الذی علی فی توحده : حمد و سپاس خداوندی را که در یگانگی بی همتاست ، سلطنتش پر جلالست و بر همه چیز احاطه دارد

 

 ای مردم ، مطلب مهمی درباره علی باید به شما بگویم ، که اگر این پیام را نرسانم ترس از عذاب الهی دارم .

بدانید جبرئیل 3 بار بر من نازل گشت و از طرف پروردگارم - خدای عزوجل -  دستور داد که در مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که این علی ، برادر من ، وصی من ، و جانشین بعد از من در میان امت است ؛ اوست صاحب اختیار ، بعد از خدا و رسول

بدانید این آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام ، پس بشنوید فرمان حق را و گردن نهید : پس از من علی امام شما  و امامت در نسل من از فرزندان علی تا روز قیامت پا برجاست

: هان مردمان ! کیست از شما به شما سزاوارتر؟ گفتند خدا و رسول خدا .

 پس دست مبارک امیرالمومنین علی (ع) را ا بالا بردند و فرمودند :

الا من کنت مولاه فهذا علی مولاه

آن پیام مهم ابلاغ شد ... دین خدا کامل گشت و اسلام برای همیشه پابرجا ماند ...

ــــــــــــــــــــــــــ پایان بخش دوم

شما به چه روزی می گید عید؟ (پرسش از مردم)

چه اتفاقی باید افتاده باشه ؟ مثلا برای من روز تولد بچه ام عیده ... خیلی مهمه

اگر عضو یه شرکت بشیم روز تأسیس شرکت برامون اهمیت پیدا می کنه ... همه کشورها یه روزایی دارن که برای همه آدمهای اون کشور مهم می شه ... یه روزایی مثل نوروز برای یه بخشی از مردم زمین اهمیت پیدا می کنه

یه روز هم هست که خدا گفته این روز، روز عید منه !‌ برای من ِ خدا مهمه !‌ چرا؟

چون یک اتفاق ویژه در این روز می افته که خدا این روز رو روز خودش قرار می ده و این روز می شه عید خدا

خداوند این روز رو با یک تابلوی استثنایی معرفی می کنه :

الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا

در هیچ کجای تاریخ خدا اینگونه با بشر صحبت نکرده

یادتونه گفتیم حتی علمای ادیان دیگه هم براشون این اتفاق و این گزارش تامل برانگیز بوده ؟

یک عالم یهودی میاد مجلس خلیفه ی دوم ، می گه من به یک گزارشی از خداوند در کتاب شما قرآن برخورد کردم که برام خیلی عجیبه ! ما اگر تو دینمون خدا برای یک روز این چنین گزارش می داد ، این روز برامون بزرگترین روز بود و خلاصه خودمون رو می کشتیم از خوشحالی و جشن و شادی و بزرگداشت این روز ولی شما ها  چرا هیچ کاری نمی کنید ؟! این روز کی هست ؟ مگر چه اتفاقی افتاده که خدا داره این گونه گزارش می ده ؟

که فردی از اصحاب امیرالمومنین (ع) دست این فرد رو می گیره و خدمت امام می بره تا عظمت این روز رو از زبان امام بشنوه

اون اتفاق ویژه این بوده که خداوند می فرماید در این روز خاص – روز غدیر – من کامل ترین راه سعادت رو در اختیاز شما قرار دادم و سلسه ای رو معرفی کردم که نه تنها در دسترس شما هستند بلکه اگر بهشون وصل بشید نه فقط بهتون آموزش می دن ، نه تنها راه رو بهتون نشون می دن بلکه کمکتون می کنن . تو مسیر زندگی دستتون رو می گیرن . مرحله به مرحله همراهتونن ، و اینها هستند تا شما لحظه ای نا امید از رسیدن به خوشبختی و سعادت نشید . و این افراد که از جنس پیامبر و از نسل پیامبرند تا روز قیامت ، تا وقتی که زمین پا برجاست ،  در کنار شما حضور دارند . حضور فیزیکی دارند .

 فقط اگر می خواهید این روز رو بزرگ بدارید و این روز رو برای دیگران هم عید کنید، به هر کی رسیدید این روز رو بهش معرفی کن.

آدمهای موفق رو نگاه کنید . نقطه ی شروع موفقیت و خوشبختیشون ، مهمترین اتفاق زندگیشونه . اگر بخوان این راه رو به دیگری معرفی کنن ، از اون نقطه بهش می گن ، از اوت اتفاق که اونها رو به مسیر موفقیت انداخت .

نقطه ی شروع سعادت و خوشبختی برای تمامی ماها ، شروعش از جائیه که خدا تمام نعمت و خوبی ها و بهترینش رو در دسترس ما قرار داد و ضمانت کرد که اگر این نعمت رو به دست بگیرید ، هیچ چیز در این عالم نمی تونه مانع از خوشبختی شما بشه

برای همین پیامبر یک دستور به تک تک آدمهای اون جمع می ده :

هر کسی این نعمت خدا ، یعنی در دسترس بودن مربی و راهنما و فرستاده ی خدا – که در آن زمان پیامبراسلام بودند و بعد از ایشان امیرالمومنین (ع) - رو در زمانش دید و بهره برد ، هر کس که در اینجا هست و می خواد این سعادت به نسل بعد از خودش هم منتقل بشه ، این اتفاق و این پیام که تا روز قیامت یکی از جنس و من و از نسل من در کتارتون هست رو به نسل بعدی منتقل کنه .

و ما بخاطر این دستور پیامبر اینجا دور هم جمع شدیم .

که به هم تبریک بگیم و شاد باشیم از اینکه این پیام به ما هم رسید که ما هم منبعی به عظمت پیامبر ، راهنمایی به مهربانی پیامبر و مربی ای از جنس پیامبر در کنارمون داریم که در دسترس ماست . که منتظر ماست . که صاحب غدیر امروز ماست

 فرزند حی و حاضر و ناظر پیامبر و امیرالمونین امام زمان (ع) هدیه ی در دسترس خدا برای منو شمای امروزه

کسی که خدا گفته اگر می خوای خوب بشی ، باید برس سراغش . بدون که خودت تنهایی نمی تونی ، خودت تنهایی نمی تونی پاک شی ، خدا گفته اگر می خوای پاک شی باید وصل شی به او ، که وقتی وصل شدی حالا بشنو ببین چی می گه

برای وصل شدن هم کاری نداره همین الآن همین جا این اتفاق می تونه بیافته

کافیه یه قرارداد با امام زمان (ع) امضا کنیم

متن این قرارداد رو هم پیامبر تو روز غدیر فرمودند :

اطیعوه  تهتدوا

یعنی چی ؟

یه قرداد 2 طرف داره .هر طرف هم خواسته ای داره . یه طرف این قرارداد ماییم ، یک طرف امام زمان

خواسته های ما چیه ؟

خوشبختی ، خوب شدن ،پاک شدن ، بهترین ها رو داشتن و ... همه ی خوبیها

خواسته های طرف مقابل چیه ؟

اگر می خوای تمام اون چیزهایی که گفتی رو به دست بیاری ، فقط و فقط قبول کن که من رو خدا برات فرستاده و خودت رو به من بسپار . همین !

خودمون رو به امام زمانمون بسپاریم

سخته ؟! قرارداد گرونیه ؟ خواسته های طرف مقابل زیاده ؟!!!!

هر کس مفاد قرارداد رو قبول داره الآن وقتشه ! هر کس دلش می خواد تو این مسابقه ی خوشبختی برنده بیاد بیرون و دنبال بهترین مربی می گرده ، الآن وقته قرارداد بستنه

اگر دستت رو دراز کنی برای عقد این قرار ، اگر خودت رو به امامت بسپاری ، از اونطرف جوانمرد ترین فرد این عالم با تو دست می ده که همیشه سر قولش می مونه

با امامی قول و قرار می بندیم که دنبال بهونه است که ما رو به دام محبتش بندازه ، دنبال بهونه است که دست ما رو بگیره ما رو تو آغوش گرم پدرانه اش پناه بده

داستان عبدالرحمان اصفهانی و امام هادی (ع) که یک محبت کوچک از ته دل به امام می کنه و امام بزرگوارانه دستگیری می کنن

حاضرید همین جا بهونه بدیم دست امام که دستمون رو بگیره ؟

من می گم هیچ کاری نکنیم ، فقط ما هم مثل عبدالرحمان ، ابراز محبت کنیم به امام ، بقیش رو بسپریم دست امام .

وقتی صحبت از کریم می کنیم که امام ما کریمه ، دیگه نباید نگران کوچیک و بزرگیمون باشیم، دیگه نباید نگران بدی و خوبیمون باشیم .

به کوچک و بزرگی من نگاه نمی کنه !

به خوبی و بدی من نگاه نمی کنه !

به معرفت من هم نگاه نمی کنه !

این از صفات خاندان کرامته ! بری سراغشون ، خودشون رو به تغافل می زنن ! انگار نه انگار که من پسر بی وفایی بودن ، انگار نه انگار که من یه جاهایی هم دلشون رو شکوندم ، می گن تو فقط بیا ! بیا تو آغوش ما ، بیا در خونه ی ما ، آنچنان پذیرایی ازت می کنیم که راضی از این در بیرون بری

بیاییم این کریم رو روبروی خودمون قرار بدیم ، لحظه ای با محبت صداش کنیم ، به این امید که این جوانمرد نمی ذاره ما دست خالی از این جمع بیرون بریم

( پخش کلیپ و صحبت با امام )

روز غدیر عید خداست . صاحب  و متولی این عید خداست ، ما هم مهمانیم تو این مهمونی . پس محاله کسی دست خالی از سر سفره ای که خدا به مبارکی این روز پهن کرده بیرون بره

بیاییم به خدا نشون بدیم که ما هم ارزش این عید رو می دونیم . ما هم هدیه ی خدا رو در زندگیمون می بینیم . ما هم شکر گزار نعمت خداییم . این شکر رو بیاییم دست جمعی با صدای بلند با گفتن جملهای که مسلمانان در حضور پیامبر به شکرانه ی این نعمت گفتند ، ما هم بگیم :

الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بوالیه امیرالمومین و الائمه المعصومین علیهم السلام

عید غدیر رسم همه ما اینه که دیدن سادات میریم و عیدی ازشون می گیریم

شک نکنیم که ما امروز دست خالی و بدون عیدی از محلس صاحب غدیر و بزرگترین سادات زمان بیرون نمی ریم

ولی حالا که شاید خیلیهامون یادمون رفته که بزرگترین سادات زمانمون – امام زمانمون – تو روز غدیر غریبترینشون بوده ؛ و شاد خیلیهامون یادمون رفته که این عید رو به صاحب اصلی اش تبریک بگیم ، بیاییم حالا دست جمعی ، ما به امام عیدی بدیم به بهشون تبریک بگیم . عیدی که چون همه داریم با هم تقدیم می کنیم ، و چون با تمام وجودمون می خواییم عرضه کنیم ، از بالاترین ارزش نزد امام برخورداره .

بیاییم عیدی ما برای امام زمان دعا بر تمام شدن دوران غربت و تنهایی این عزیز باشه .

همه با هم دعای فرج رو زمزمه کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

 
دوست عزیز ؛
چنانچه از بسته ی تبلیغی پیش رو رضایت داشته اید ، خوشحال می شویم که ایده های خود را در این زمینه با ما به اشتراک بگذارید.
ایده های خود را می توانید از طریق این لینک برای ما ارسال نمایید .

نظر دهید

شما به عنوان مهمان نظر ارسال میکنید.