این سناریو بر اساس قوانین گفتگوی کنفرانسی - Talk Show - طراحی شده و مناسب است قبل از بهره گیری از آن قسمت معرفی سبک را مطالعه نمایید .
بسم الله الرحمن الرحیم
سناریو پیمان :
مقدمه :
خوش آمد گویی و تبریک عید
دلمون می خواد در این چند دقیقه ای که در این بخش همراهتون هستیم ، گفتگویی کمی متفاوت با هم داشته باشیم به این امید که هر کس که از این در بیرون رفت بتونه با خودش پیامی رو داشته باشه که به درد مسیر موفقیت و سعادت زندگی خودش و اطرافیانش بخوره
برای رسیدن به این هدف یک خواهش کوچیک اما مهم دارم
اجازه ندید که اینجا فقط ما صحبت کنیم ! دلمون می خواد یک گفتگوی کاملاً دو طرفه رو با هم داشته باشیم
پس خواهش می کنیم تا آخر بحث با ما همکاری کنید
در فضای مجازی مثل ایمیل ها و واتس اپ و ... بعضی مواقع به حملات قشنگی بر می خوریم
می خواییم اینجا چند تا از این جمله ها رو با هم بشنویم و یک پازل رو با هم تکمیل کنیم
(سردبیر مجله ی هفتگی که هنوز خبرهای محله ی بعدیش حاضر نشده )
ارزش 1 روز رو ... ؟
(کارگر روزمزدی که دخل و خرجش خیلی به هم نزدیک شدن )
ارزش 10 دقیقه رو ... ؟
(دکتر قلبی که مریضش سکته ی قلبی کرده )
ارزش 1 دقیقه رو .... ؟
(کسی که از اتوبوس جا مونده )
ارزش 1 ثانیه رو .... ؟
(کسی که از تصادف جون سالم به در برده )
ارزش 1 صدم ثانیه رو ... ؟
(ورزشکار المپیکی که دوم شده )
چرا این مثال ها رو زدیم ؟
خیلی وقتا ما تو زندگیمون خیلی نگران زمان نیستیم . خیلی نگران محدودیت هایی که وجود داره نیستیم
انگار همه چیز برامون نامحدوده
ولی یه بار دیگه که به اون مثالها نگاه کنیم می بینیم انگار هیچ چیز تو زندگیمون نامحدود نیست
و این دقیقاً یکی از بزنگاه های برنامه ریزی من تو زندگیمه که حواسم نیست که باید روی محدودیت هایی که دارم برنامه بریزم
و شیطان دقیقاً همین رو می خواد ! می خواد که من احساس کنم همه چیز نامحدوده و برای هر کاری تا دلم بخواد وقت دارم پس هی کار هام رو می اندازم عقب . هی امروز و فردا می کنم . هی دنبال اون شنبه ی کذایی تمام تصمیم گیری ها می گردم که گویا اصلاً چنین روزی وجود نداره !!
کاری می کنه که ته خط رو خیییییییلی خیلی دور فرض کنم !
ولی آیا واقعاً برای همیشه زمان داریم ؟!
آیا میدونیم چقدر زمان برامون باقی مونده؟
(سوال از یک مخاطب ) آقا / خانم آخرین مجلس ختمی که رفتید کی بوده؟!!!
اونهایی که می بینیم جدی تصمیم می گیرند و حرکت می کنند و لحظه ای رو از دست نمی دن ، اونهایی هستند که فهمیدن زمانشون محدوده !
مثل جوونی که عزمش رو جزم کرده بهترین رشته ی مهندسی دانشگاه های دولتی قبول بشه ! فقط درس خوندن دیگه اینجا اهمیت نداره ، زمان حرف اول و آخر رو می زنه اگر بتونه تو بهترین زمان بیشترین تست درست رو بزنه برنده است
مثل شناگری که فهمیده خلاصه با خوشبحالی تو آب دست و پا زدن کسی بهش مدال المپیک نمی ده ، صدم لحظه براش اهمیت پیدا می کنه . زمانی برای از دست دادن وجود نداره
... و خیلی مثال دیگه که هممون لمسش کردیم
اگر فهمیدی زمانت محدوده ، دیگه فقط به توانایی های خودت متکی نمی شی . برای موفقیت تو این محدودیت دنبال مربی خوب می گردی
خانومی که می فهمه خداوند بهش نعمت بچه داده ، اولین کاری که می کنه اینه که برای این 9 ماه بارداری پر خطر ، یه دکتر خوب و ماهر پیدا کنه که با کمک اون بتونه این زمان مهم پر از اضطراب رو پشت سر بزاره
مربی مهمه ولی مربی خبره ی حرفه ای پیدا کردن مهم تره ! چرا؟
بخاطر اینکه وقتی محدودیت بیشتر می شه ارزش مربی حرفه ای تر خودش رو بیشتر نشون می ده
فرق بین یک مربی خوب با یک مربی عالی برای یک شناگر فرق بین فقط از خط پایان گذشتن و رکورد جهانی رو جابجا کردنه !
و مدال رو به کسی می دن که رکورد زده نه اینکه فقط تونسته به خط پایان برسه !!
پس این نیاز در ما وجود داره که هر جا خواستیم با وجود محدودیت ها به موفقیت برسیم ، خیلی سریع می رویم سراغ یک مربی و حضور یک مربی خوب بارها ما رو به هدف رسونده
تو درس
تو تجارت
تو تربیت
تو ارتباطات و ...
این مثالهایی که زدیم ، همه ی زندگی ما رو که پوشش نمی ده !
من عمرم محدوده ! عمر من مثل بازی نیست که اگر Game Over شدم بزنم از اول و دوباره شروع کنم !
زمانی برای تست کردن ندارم
زمانی برای تمرین خوشبختی ندارم
من باید بتونم توی این زمان محدود به اون سعادت و موفقیتی که هر حرکت من تو زندگی برای رسیدن به اونه ، دست پیدا کنم
کیه که خوشبختی نخواد؟ کیه که آرامش نخواد ؟ کیه که نخواد تو زندگی موفق بشه ؟!
خوب مگه می دونیم چقدر زمان برامون باقی مونده که بخواییم روش ریسک کنیم؟!
مگه می دونیم این بازی ما چقدر ازش باقی مونده که بخوام زمانم رو هم از دست بدم؟
پس اگه موفقیت تو زندگی ایستگاه هدف ماست ، نمی دونیم چقدر زمان مونده ! عقل سالم می گه که وقت رو از دست نده ، بجنب ! این از هر مسابقه ای تو زندگی برات مهمتره ! مربی می خوای تازه اونم نه هر مربی ای !!! بهترین رو برو پیدا کن که به بهترین ها برسی !
و چقدر زیباست ! چقدر انسان می تونه از این حس لذت ببره که خالقش کوچکترین نیاز او رو هم فراموش نکرده !
کدام نیاز ما هست که قبل از اینکه ما حتی متوجهش بشیم خدا برای رفعش بهترین راهکار رو قرار نداده باشه ؟!!!
کدوم خواسته ی ما هست که از طرف معبود بی جواب مونده باشه؟!!!
خداوند هم این نیاز ما رو دیده ! خداوند هم موفقیت ما رو می خواد !
اصلاً نظامی رو برپا کرده که هر قانونی رو که توش می بینی برای خوشبختی من و توست !
خدا گفته ؛ مربی نیاز داری؟ بهترینش همیشه هست . از اول تاریخ بوده !
نه مربی ای که یک پله فقط ازت بالاتر باشه ها ، نه!! مربی ای که تو هر نیازی که داری بهترینه !
این مربی تربیت شده ی منه و من او رو برات انتخاب کردم . برای همین بهترینه !
از اول تاریخ خدا در کنار خلقش از طرف خودش افرادی رو فرستاده که قدم به قدم بشر بتونه با هدایت اونها به اون سعادت و خوشبختی ای که می خواد نزدیک تر بشه
ولی معلوم نبود که همه متوجه بشم که یک چنین فرستاده ای هم هست ! شاید هر کسی این مربیان رو نمی شناخت
این مربیان الهی می آمدند و می رفتند تا اینکه خداوند مسیر حرکت بشریت رو عوض کرد
در یک روز خاص اتفاقی افتاد که در طول تاریخ نه مشابهی تا اونروز داشته و نه شبیهش تا به الآن اتفاق افتاده .
خداوند در یک روز خاص ، در بی سابقه ترین اجتماع تا به اونروز ، توسط بهترین خلقش ، هدیه ای رو به بشر می ده که با هیچ نعمتی قابل قیاس نیست
آنقدر تمامی مقیاسهای این اتفاق بزرگه که تبدیل به عید الله الا کبر می شه
آنقدر این هدیه ویژه است که خداوند این روز رو بواسطه ی در دسترس قرار دادن این هدیه ی استثنایی نقطه ی عطف حرکت بشریت قرار می ده
خداوند در روز غدیر توسط بهترین خلقش پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) در بزرگترین اجتماع مسلمانان تا به اونروز نعمتی رو در دسترس انسان قرار می ده که و سعادتی رو برای انسان ترسیم می کنه که تا روز قیامت بدون نقص پابرجاست
گزارش خداوند از این اتفاق بی نظیره : خداوند می فرماید در این روز کاملترین سبک زندگی و تمام نعمتم رو در اختیارتون قرار دادم و از اینکه این راه خوشبختی رو برای همه روشن کردم راضی شدم
خوب این هدیه ی ویژه که خداوند اون رو تمام نعمتش می دونه و اینگونه و با این مقیاس بی سابقه داره توسط پیامبر گزارش می شه چیه؟!
پیامبر (ص) به مردمانی که در کنارشان زندگی کردند و فهمیدن که زندگی در کنار مربی بزرگی مانند ایشان که فرستاده ی خداوند هستند اوج خوشبختیه ؛ اوج موفقیت در هر بخش قابل تصور زندگیه ، یک پیام مهم دادند :
خداوند سنتش رو عوض کرده
دیگه از این بعد – بعد از رفتن من – همیشه تا روز قیامت یکی از جنس من در کنارتون هست که اگر به سراغش بری ، اگر ازش برای موفقیتهایی که منتظرشونی کمک بخوای ، اگر او رو به عنوان مربی ات انتخاب کنی ، سعادت و خوشبختیت تضمین شده است .
و فرق امروز با دیروز در این سرزمین اینه که تا قبل از شما شاید همه این مربیان خدا رو نمی شناختن ولی خدا می خواد که از الآن به بعد همه بتونن این فرستادگانش رو بشناسن و همه بتونن خودشون رو به اونها بسپرن و خداوند می خواد که همه براشون راه خوشبختی روشن باشه
اگر با من مسیر خوشبختی رو پیدا کردی ، غصه نخور من رفتم یکی از جنس من هست که راه رو با او ادامه بدی . مربی بعد من امیرالمومنین علی (علیه السلام ) هست که خودت رو به او بسپاری
و اتفاق جالب نعمت الهی اینه که تاریخ مصرف نداره . تا روز قیامت این مربیان در دسترس شما هستند ، پس اگر علی (ع) هم رفت ، بعدی هست
و همینطور بعدی ... بعدی ... و بعدی
فقط کافیه قرارداد مربی گری رو با اینها امضا کنی !
یا رسول الله کدوم قرار ؟!
اطیعوه تهتدوا / قرارداد اینه !
مگه ما برای تمام اونجاهایی که دنبال موفقیت بودیم نمی رفتیم با مربی مخصوصش قرارداد ببندیم ، پول بدیم ، قول و قرار بزاریم ، دست همکاری به هم بدیم و ... الآن هم همینه !
الآن که حتی این قول و قرار و این قرارداد از تمام اونها برامون مهم تره و مفید تره
آهای اونایی که دلشون می خواد تو به هدف نهاییشون نزدیک بشن ! مگه هدفی جز خوشبختی و سعادت رو کسی می خواد ؟! بجنبید ؛ قرارداد حاضره ، فقط کافیه امضاش کنید !
اما صبر کن ! با کی ؟ چجوری ؟ مگه منو شمای سال 1394 هم مخاطبین کلام پیامبر می تونیم قرار بگیریم ؟!
بله! پیامبر دغدغه ی خوشبختی منو شمای امروز رو هم داشتند
برای همین تاکید کردن ، دستور دادن که این اتفاق مهم رو ، این پیام ویژه ی الهی رو هر کس که شنید باید سالم و صحیح به بعدی منتقل کنه که ما هم بتونیم مربی الهی زمان خودمون رو بشناسیم
پیامبر (ص) مربی ما رو هم معرفی کرده اند ، اونهم با زیباترین اوصاف :
هم اوست که میراث دار دانش انبیاست
هم اوست که برگزیده ی خداست
هم اوست که روشنایی جز با او نیست
و این مربی که صاحب غدیر امروز ماست ، از نسل پیامبر (ص)، از فرزندان پیامبر (ص) و از جنس پیامبر (ص) ، امام حی و حاضر و ناظر ما حجه بن الحسن ، امام زمان (ع) است .
اگر دنبال اون مربی دلسوز همه فن حریف الهی می گردیم که بریم باهاش قرارداد ببندیم ، همین الآن در همین زمان در دسترس ما هستند .
قرارداد چی بود ؟
اطیعوه تهتدوا
متن قرارداد کاملاً شفافه !
خواسته های طرف اول (که منو شماییم ): هدایت می خوای ؟ سعادت می خوای؟ خوشبختی می خوای؟ می خوای تو این دنیا با زمان محدودی که نمی دونی چقدر ازش مونده به موفقیت برسی ؟ می خوای این موفقیتت دائمی باشه ؟ ...
در قبالش خواسته ی مربی (امام زمان (ع) ) : قبول کن که من از طرف خدا اومدن برای کمک به تو و خودت رو به من بسپار ... همین !!
سخته ؟! قرارداد گرونیه ؟ خواسته های طرف مقابل زیاده ؟!!!!
هر کس مفاد قرارداد رو قبول داره الآن وقتشه ! هر کس دلش می خواد تو این مسابقه ی خوشبختی برنده بیاد بیرون و دنبال بهترین مربی می گرده ، الآن وقته قرارداد بستنه
اگر دستت رو دراز کنی برای عقد این قرار ، اگر خودت رو به امامت بسپاری ، از اونطرف جوانمرد ترین فرد این عالم با تو دست می ده که همیشه سر قولش می مونه
با امامی قول و قرار می بندیم که بارز ترین صفتش کریمه !
کریم یعنی چی ؟
کریم یعنی کسی که اگر دست کمک به سمتش دراز کنی ، او دست تو که می گیره ، هیچ ! هیچ وقت هم دستت رو رها نمی کنه مگر اینکه من دستم رو به زور از دست امامم بیرون بکشم
کریم یعنی کسی که بهترین روزش روزیه که سائلی می آد در خونش و ازش طلب کمک می کنه
فقط کافیه خودت رو به دستش بسپاری ، تا لذت آرامش ، لذت قدم برداشتن تو مسیر خوشبختی رو حس کنی.
ببینید خدا چه نعمتی بهمون داده !
به کوچک و بزرگی من نگاه نمی کنه !
به خوبی و بدی من نگاه نمی کنه !
به معرفت من هم نگاه نمی کنه !
این از صفات خاندان کرامته ! بری سراغشون ، خودشون رو به تغافل می زنن ! انگار نه انگار که من پسر بی وفایی بودن ، انگار نه انگار که من یه جاهایی هم دلشون رو شکوندم ، می گن تو فقط بیا ! بیا تو آغوش ما ، بیا در خونه ی ما ، آنچنان پذیرایی ازت می کنیم که راضی از این در بیرون بری
کافیه خودت رو به امامت بسپاری ، اونوقت می بینی چگونه ازت پذیرایی می کنن !
آقا ! آخه چجوری ؟! کو امام زمان ؟! کجاست ؟ می خوام باهاش حرف بزنم ! کارش دارم ... کجاست؟ این که نشد مربی که من نه ببینمش نه بدونم کجاست ؟!!!
اتفاقاً همین کلام رو در زمان امام باقر (ع) به ایشون زدند . گفتند آقا ما کارتون داریم ، می خواییم باهاتون حرف بزنیم ، نمی دونیم کجا باید بیاییم ، نمی دونیم کجایید ، اصلاً یک شهر دیگه ایم ، چجوری می تونیم کارامون رو بهتون بگیم ؟!
امام (ع) فرمودند فقط کافیه لبانتون رو تکون بدید ، ما می شنویم
و عزیزان فقط کافیه لبانمون رو به حرکت در بیاریم تا توجه یوسف زهرا (س) رو به خودمون جلب کنیم ، تا ازشون کمک بخواییم
دیدند امام زمان (ع) رو و شنیدند صدای ایشون رو که از خدا برای مشکلات منو شما طلب کمک می کنن ! برای نجات ما دعا می کنن !
پس یکبار دیگه بیاییم ببینیم خدا چه مهربونی ای در حقمون کرده
بیاییم خدا رو از این باب شاکر باشیم که بعد از 1400 سال از او واقعه ی بزرگ و از اون روز استثنایی ، پیام پیامبر به ما هم رسید .
شکر این نعمت رو چگونه می تونم به جا بیارم ؟
یک اینکه از این نعمت درست استفاده کنم . یعنی لحظه لحظه ی زندگیم رو بسپارم به امامم ، به مربیم
و دیگری اینکه اجازه ندم این راه درازی که این پیام طی کرده تا به من رسیده ، قطع بشه
نگاه کنیم ببینیم چه نقشی تو زندگی داریم :
پدر فرزندی هستم ؟ رفیقم ؟ فرزندم ؟ دوستم ؟ معلمم ؟ ... چه نقشی هایی تو زندگی داریم ؟
اگر پدرم ، دغدغه ی خوشبختی بچه ام رو ندارم؟!
اگر رفیقم ، دلم نمی خواد دوستم هم مثل من راه خوشبختی رو پیدا کنه؟!
اگر معلمم ، دلم نمی خواد شاگردانم رو هدایت کنم ؟!
ما وقتی می تونیم از زندگیمون لذت ببریم که اطرافیانمون هم مثل ما راه آرامش رو پیدا کرده باشند
پس اگر این راه خوشبختی و این پیام ویژه به ما رسید ، شکر این هدایت اینه که من هم این پیام رو به اطرافیانم منتقل کنم
اگر دغدغه ی سعادت نسل بعد از خودم رو دارم ، بیام دست فرزندانم رو هم بزارم تو دست امامشون
اگر ناراحتم از اینکه می بینم دوستان و رفیقهام تو زندگیشون مشکل دارن ، دنبال راه نجات می گردن ، بیام با محبت امام زمان (ع) آشناشون کنم
کار سختیه ؟! نمی شه ؟ جواب نمی ده؟
مگه دست منو شماست ؟ مگه قراره من به تنهایی رفیقم رو هدایت کنم ؟
من وظیفه ام اینه فقط که دست گمشده ای رو به دست پدرش برسونم ، دیگه اون پدر می دونه و فرزندانش
من وظیفه ام اینه که از شیرینی محبت امامم به فرزندانم بگم ، دیگه خود امام زمان (ع) می دونه که چگونه این فرزندش رو شیدا کنه از محبت
من فقط وظیفه ام اینه که یه کاری کنم گمشده های امام زمان (ع) شاهراه محبت ایشان رو پیدا کنن
اتفاقاً تو همین کار هم خدا و امام زمان (ع) من رو یاری می کنن و اثر می دن به کلام و عملم
خلاصه اینکه فرزند امیرالمومنین (ع) امروز تنهاست
فرزندی که وقتی این بزرگوار می خواهد از او نام ببرند ، سنگین ترین عبارات رو به کار می برند:
الشَّرِيدَ الطَّرِيدَ الْفَرِيدَ الْوَحِيدَ الْمُفْرِد یعنی : آواره رانده شده تك و تنها و جدا از خاندانش
چه کسی امام زمان (ع) رو آواره کرده ؟ چه کسی او رو طرد کرده ، چه کسی فرزند فاطمه ی زهرا (س) رو تک و تنها گذاشته ؟! ... دشمنانش یا بچه هاش ؟!!!!!!!!
عزیزان ایام غدیر ایام قول دادن و قول گرفتنه ! ایام عهد و پیمانه
کاری نداریم 1400 سال پیش چه کسانی تو روز غدیر پای عهد و پیمانشون ایستادند و چه کسانی پشت صاحب غدیر رو خالی گذاشتند .
ما دلمون می خواد اسممون جزو با معرفتها نوشته بشه . ما دلمون می خواد لااقل کاری کنیم که بتونیم سرمون رو جلوی خدا بالا بگیریم و بگیم ما جزو طرد کنندگان امام زمان (ع) نبودیم
دلمون می خواد عهدی ببندیم که امام غریبمون از این جمع ما در این لحظه رضایت پیدا کنند
بیاییم امروز تو روز غدیر با صاحب غدیر عهد و پیمان ببندیم که این پیام مهم رو به هر کسی که می رسیم برسونیم تا بلکه هم دستور پیامبر رو انجام داده باشیم و هم کمی از تنهایی و غربت امام زمانمون کم کرده باشیم ... ان شاالله
خدایا عادت داریم تو روز غدیر می ریم خونه ی سادات ... عید رو بهشون تبریک می گیم ... ازشون عیدی می گیریم ... خدایا نمی دونیم خونه ی بابامون کجاست ... نمی دونیم باید بریم در کدوم خونه رو بزنیم تا ماه دل آرا ببینیم ... ولی ما عیدیهامون رو آماده کردیم ... ما دست خالی نیومدیم ... همه با هم هدیه ای برای امام زمانمون آوردیم که خودشون قبلاً بهمون گفته بودند چقدر این هدیه خوشحالشون می کنه ... ما دست پر با دعای برای ظهور و سلامتی ایشان آمدیم ...
دوست عزیز ؛ چنانچه از بسته ی تبلیغی پیش رو رضایت داشته اید ، خوشحال می شویم که ایده های خود را در این زمینه با ما به اشتراک بگذارید. ایده های خود را می توانید از طریق این لینک برای ما ارسال نمایید .
با سلام. ممنون از زحمات فراوان شما. ان شاء الله توفیقاتتون روز افزون.
اگر در شناسنامه ی هر کار، یک بخش خلاصه هم گنجانده شود. برای ما که خواننده هستیم کار سریع تر پیش می ره و راحت تر می توانیم یه مطلب ازش پیدا کنیم.
ان شاءالله خدمتگزاری ها مورد رضایت و عنایت قرار بگیره.
ممنون
با سلام. ممنون از زحمات فراوان شما. ان شاء الله توفیقاتتون روز افزون.
اگر در شناسنامه ی هر کار، یک بخش خلاصه هم گنجانده شود. برای ما که خواننده هستیم کار سریع تر پیش می ره و راحت تر می توانیم یه مطلب ازش پیدا کنیم.
ان شاءالله خدمتگزاری ها مورد رضایت و عنایت قرار بگیره.
ممنون