
نیم نگاه روشن
یک نیم نگاه بینداز ساکن آفتاب من
یک نیم نگاه روشن
یک خوشه لبخند
یک شاخه دعا
همینها کافی است تا از این عمیق تاریکی و تنهایی
به روزنی از نور مهمان شوم....
دستی به سوی این قلب تپنده تنها ببر
مثل همان روزهای شیدایی
قلبم را میان انگشتانت بگیر
و آرامم کن
بگذار دوباره
در رویای رنگین با تو بودن قدم بزنم
چشمان باغم به دستان دعای توست
تمام جوانه های کوچک دلم،
داستان قدمهای استوار و دستان مهربان تو را می دانند
و نبض باغ، با صدای قدمهای تو میان درختان میزند
ای باغبان دل
ای مهربان
در من قدم بزن
یابن الحسن کجایی، خدا کند بیایی
شب های جمعه دل ها
چون جمکران غمین است
در انتظار صیحه
تا صبح شب نشین است
خدا کند که فردا
روز ظهور باشد
برگشتن مسافر
از راه دور باشد
دوست عزیز ؛
چنانچه از بسته ی تبلیغی پیش رو رضایت داشته اید ، خوشحال می شویم که ایده های خود را در این زمینه با ما به اشتراک بگذارید.
ایده های خود را می توانید از طریق این لینک برای ما ارسال نمایید .