به نام خدا
"الّلهم کن لوليّک الحجّة ابن الحسن ، صلواتک عليه و علي آبا ئه ، في هذه السّاعة و في کل ساعة، وليّاً و حافظاً، و قاعداً و ناصراً، و دليلاً و عيناً، حتّي تسکنه ارضک طوعاً، و تمتّعه فيها طويلا"
الّلهم عجّل لوليّک الفرج
در کتاب شريف مکيال المکارم، بحث مقدماتي و اولیه، موضوع «ذکر» است. يعني این کتاب از ذکر و ياد و توجه به ساحت مقدس امام زمان عليهالسلام شروع ميشود.نویسنده در ابتدا اين مسئله را دقیقا مورد توجه قرار داده که مقدمهي تمام ترقيهاي معنوي انسان ، ذکر و ياد خداوند و حجتهاي اوست و اين مسئله را اصليترين قدم در سير معنوي دانسته است. لذا بجاست که ما نیز در آغاز مسئله «ذکر» را مستقلاً مورد بررسي قرار دهيم و سپس به آيات و روايات مربوط به آن توجه ويژه معطوف داريم.
همانگونه که ميدانيد، قران کريم بر ذکر و ياد و توجه به خداوند عنايتي خاص داشته و ميفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (احزاب-٤١)
وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَأَصِيلاً (انسان-25)
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ (آلعمران-١٩١)
يعني ياد خداوند در همه حال، به هنگام آسايش و آرميده به پهلو، مورد تاکيد ميباشد. آيات ذکر متعدد است و روايات آن مفصل.
در حديثي از امام صادق عليهالسلام نقل شده که فرمودند :
ما مِنْ شيءٍ إِلّا وَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهي إِلَيْهِ، إلّا الذِّکْرَ فَلَيْسَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهي إِلَيْهِ، فَرَضَ اللهُ الْفَرائِضَ فَمَنْ أَداهُنَّ فَهُوَ حَدُّهُنَّ، وَ شَهْرَ رَمَضانَ فَمَنْ صامَهُ فَهُوَ حَدُّهُ وَ الْحَجَّ فَمَنْ حَجَّ فَهُوَ حَدُّهُ، إلّا الذِّکْرَ فَإنَّ اللهَ لَمْ يَرْضَ مِنْهُ بِالْقَليلِ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ حَدًّا يَنْتَهي اِلَيْهِ ... (بحارالانوار، ج90 ص161)
«براي هر عبادتي حدي است که به آن منتهي ميشود، مگر ذکر، که حدي ندارد. خدا واجبات را فرض کرده است. پس هرکه آنها را ادا کند، این حد آنهاست. حد ماه رمضان اداي روزه است و حد حج بجا آوردن حج است. مگر ذکر که خدا به کم آن راضي نشده و هيچ حدي که به آن منتهي گردد قرار نداده است.»
بدین جهت است که در همهي اوقات اهتمام به ذکر خداوند مورد توصيه پیامبر و ائمه علیهم السلام قرار گرفته است. بزرگان در این باره فرمودهاند :
«ذکر» مقدمهي توجه و محبت قلبي به محبوب است و باعث جلب توجه و محبت او ميشود.
امام صادق عليهالسلام از قول رسول خدا صليالله عليه و آله ميفرمايند :
مَنْ اَکْثَرَ ذِکْرَ اللهِ عَزَّ و جَلَّ اَحَبَّهُ اللهُ (کافي، ج2 ص499)
«کسي که ذکر خداوند را فراوان انجام ميدهد، خداوند نيز او را دوست خواهد داشت.»
اين مسئله عيناً در مورد ولي خدا نيز صادق است. چرا که او" باب الله" و طريق اتصال به اوست. بنابراين ذکر زياد باعث تقويت محبت در دل و قلب انسان ميشود واز سوي ديگر تاکيد شده است که :
مَنْ اَحَبَّ شَيْئًا لَهِجَ بِذِکْرِهِ (عزرالحکم، ص65)
«کسي که چيزي را دوست دارد، پيوسته با زبان ذکر خير آن را ميکند.»
بزگواری می فرمودند : انسان وقتي که کسي را دوست ميدارد، دلش ميخواهد که دربارهي او سخن به ميان آورد. شخصي که پسرش دکتر شده است وخودش عامي است، دائماً ميخواهد که اسم دکتر را ببرد! دوست دارد که ديگران نیز اسم دکتر را ببرند. از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است. از آسمان صحبت کني، سخن را به «آقاي دکتر» ميکشاند. از ريسمان صحبت کني، سخن به «آقاي دکتر» ميکشاند. هر دو کلمه که ميگويد، کلمهي سوم او «آقاي دکتر» است! اين پدر به بچهاش هم آقاي دکتر ميگويد و از اين که ما هم ميگوييم «آقاي دکتر» خوشحال میشود. اينها همه نشانههاي محبت است . (توحيد فطري، ص211)
لذا اگر اين دو دسته از روايات در کنار هم مورد دقت قرار گيرد، معلوم ميشود اهتمام به ذکر پروردگار در قرآن و روايات شيعه چگونه مورد تأکيد قرار گرفته است.
گاهي که ما ذکر و ياد خير خدا کرديم، محبت او در دل ما افزون ميشود. هر وقت محبت قوي شد، باعث ذکر زياد ميشود؛ و اين دو همين طور بر هم اثر ميگذارند تا به درجات بالاتري برسند. تا جايي که فرد به جايگاهي ميرسد که سرتاسر وجودش را محبت خداوند پر ميکند.
يعني به جز ياد حق و توجه به سوي او از چيز ديگري خوشش نميآيد، و دوست دارد تمام گفتار و اعمال و رفتارش مطابق خواست خداوند گردد و از اين مسئله لذت ميبرد.
در حديث نقل شده است که :
آنان که اهل ارتباط با خداوند هستند، ذکر خداوند را برهمه ی لذّات مادی ترجیح می دهند.
يعني در دل آنها ذکر خداوند بالاترين لذتي است که نصيب آنان شده است و هيچ لذت دنيوي طعم «ذکر خداوند» را برایشان ندارد.
وَ أسْتِغْفِرُکَ مِنْ کُلِّ لَذَّةٍ بِغَيْرِ ذِکْرِکَ وَ مِنْ کُلِّ راحَةٍ بِغَيْرِ أُنْسِکَ وَ مِنْ کُلِّ سُرُورٍ بِغَيْرِ قُرْبِکَ وَ مِنْ کُلِّ شُغْلٍ بِغَيْرِ طاعَتِکَ (مناجات الذاکرين- امام سجاد عليهالسلام)
«آنان در اين راه هيچ احساس زحمتي ندارند. بلکه اين کار باعث شادابي و لذت روحي آنان است.»
مرحوم صاحب مکيال در این کتاب شریف روايتي را آورده که خداوند ميفرمايد :
اِذا عَلِمْتُ اَنَّ الْغالِبَ عَلي عَبدي الْاِشْتِغالُ بي نُقِلْتُ شَهْوَتَهُ في مَسْأَلَتي وَ مُناجاتي (بحارالانوار، ج90 ص162- باب ذکرالله)
«اگر ببينم عمده اشتغال و زندگي بنده من، ياد و ذکر من است و ياد من بر ساير امورش غلبه دارد، شهوت او را به ذکر و مناجات خودم تبديل ميکنم.»
يعني حتی شهوتش مناجات با من خواهد بود و نهتنها اين کار براي او زحمت و آزاري ندارد، بلکه او راغب و مشتاق مناجات خداوند ميگردد.
و در ادامه روايت میخوانیم :
فَاِذا کانَ عَبْدي کَذلِکَ فَاَرادَ اَنْ يَسْهُو حُلْتُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اَنْ يَسْهُو، اولئِکَ اَوْليائي حَقّاً، اُولئِکَ الْاَبْطالُ حَقّاً
«چنين فردي را من خودم - امورش را به عهده گرفته و - به هنگام سهو و اشتباه وفراموشی ، مانع از اين سهو ميشوم (يعني مانعي ايجاد ميکنم تا او سقوط نکند). اينان حقا اولیاء منند، اینان حقاً مردانی بزرگند .»
بنابراین اگر کسي بناي بر رفاقت با خداوند داشته و غالبا اشتغال او را ذکر خداوند تشکيل دهد، خداوند بين او و سهو و اشتباه مانع ايجاد خواهد کرد.
حضرت علي عليهالسلام ميفرمايند :
اِذا رَاَيْتَ اللهَ يُونِسُکَ بِذِکْرِهِ فَقَدْ اَحَبَّکَ (غررالحکم و دررالکلم، ص 188)
«اگر ديدي خداوند تو را با ذکر خود مانوس ساخته است، (بدان) تو را دوست داشته است.»
لذا خداوند در مرحله اول نور محبتش را به قلب ميتاباند و توفیق گفتن ذکر از ناحيهي اوست و اين مسئله که برای شخص خطاکار، زمينهي خير و ذکر را خداوند ايجاد کرده است، باعث شرمساري اش ميشود.
انواع ذکر :
همیشه ذکر به لسان و زبان نيست و باید توجه داشت مراد از ذکر الله فقط الفاظ زباني نيست؛ بلکه مقصود هر کاري است که در آن کار انسان متوجه خداشود و مراقب باشدکه امر او را اطاعت کند و در جستجوي رضايت اوباشد.
امام صاق علیهالسلام فرموند :
اشدُّ ما فَرَضَ الله علي خلقِهِ ثلاثاً :
انصافَ المرءِ من نفسه حتي لا يَرضي لأخيه مِن نفسه الا بما يرضي لنفسه منه و مُواساه الاخ في الکمال و ذِکْرُ اللهّ علي کل حالٍ ليس سبحانالله و الحمدلِلّه و لکنْ عندَ ما حَرَّمَ اللهُ عليه فَيَدَعُهُ (کافي، ج2 ص170)
متن کامل رو از لینک زیر دانلود کنید.