قصه ی غم 72 از كجا گويم برايت غصه را ؟! يا چه سان آرام سازم شعله را ؟!.... از نوای سوزناک قصه گو مرغ شب در جای خود آرام شد. لحظه ها سرد وغريب در تن شب مي دويد موج، اما بي قرار از صبوری بي نصيب: هر زمان بيتاب، دائم ب ...
﴿وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾
آمدنم بهر چه بود؟
دوران كودكيام را از زماني به ياد ميآورم كه 4 يا 5 سال بيشتر نداشتم و با همسالانم مشغول تفريح و سرگرمي بودم. برادر و خواهر بزرگترم، ه ...